تبلیغات
سعید رسولی | وبلاگ شخصی - مطالب سعید رسولی
 
درباره وبلاگ


دانش آموخته مهندسی مکانیک و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت مالی بوده و علاقمند به مباحث مدیریت مالی، اقتصاد و بورس هستم. امیدوارم با ارائه مطالب مرتبط با مدیریت مالی بوده بتوانم قدمی در راه بسط این موارد داشته باشم.

مدیر وبلاگ : سعید رسولی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سعید رسولی | وبلاگ شخصی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : سعید رسولی

چند ماهی است که بازار خودرویی ها داغ است. یک روز خبر از قراردادهای جدید و واژه ها و عبارات جدید الورودی چون جوینت ونچر و یوزانس و فاینانس به بورس که به صورت تهاجمی به شرکت های این صنعت وارد می شوند و موجبات پمپاژ سرمایه های بزرگی را به سهام این شرکت ها فراهم می آوردند و رشد های چند صد درصدی را رقم می زنند. یک روز بایکوت خبری و تکذیب و انکار. حالا اما قریب به ۵ ماه است که بیش از ۲۵ درصد حجم معاملات روزانه بورس تهران در صنعتی رقم می خورد که موافقین و مخالفین خاص خود را دارد و پس از بازدهی های خیره کننده در ماههای اخیر، کماکان توجه بخش بزرگی از فعالان بازار سرمایه را معطوف به خود نگاه داشته است. خودرویی ها که با انتشار قانون مالیات ۲۵ درصدی بر افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی دارایی ها در سال ۹۵، رفته رفته به گوشه رینگ رانده شده بودند، بار دیگر با اخباری مبنی بر احتمال معاف از مالیات بودن این شرکت ها به دلیل آنکه درخواست افزایش سرمایه شان در سال ۹۴ ثبت شده است، به مرکز توجهات بازار باز گشتند. به گونه ای که تنها یک شایعه در این خصوص، نماد ایران خودرو را صدرنشین گروه کرد و به دنبال آن شاهد رشد فزاینده تقاضا در نماد خاور نیز بودیم. روز گذشته اما با توجه به اینکه رشد گروه سایپا با این اخبار در سال ۹۴ رقم خورده بود، شاهد حرکت نمادهای این گروه در دو مسیر متفاوت بودیم. به گونه ای که گروه سایپا در جاده قرمز رنگ و گروه ایرانخودرو در جاده سبز بورس حرکت کرد. اما در ادامه قصد داریم به بررسی پتانسیل ها، شایعات و حواشی و نمودار و رفتار قیمت نماد ایرانخودرو بپردازیم. با ما همراه باشید.

یک/ در قدم اول به بررسی نمودارها فقط از منظر میزان رشد نمادها و مقایسه آن ها می پردازیم. در نمودار قیمت تعدیل شده نماد خساپا شاهد رشد قیمت از محدوده 40 تومان هستیم و قیمت این نماد در حال حاضر در محدوده بیش از 4 برابری و در تراز 160 تومان در حال معامله است. اما در نموداری با همین شرایط برای ایرانخودرو شاهد رشد از محدوده 150 هستیم و قیمت در حال حاضر در محدوده بیش از 2 برابری و نزدیک به 380 در حال معامله است. اگر دلیلی برای رشد صنعت خودرو کماکان وجود داشته باشد، این رشد در گروه ایرانخودرو محتمل تر است.

دو/ اگر نسبت قیمت نماد ایران خودرو به سایپا را در ادوار تاریخی بررسی کنیم، این نسبت در کمترین حالت در محدوده 1.5 و در بیشترین حالت در محدود 6.5 بوده است اما در بیشتر موارد، نسبت 3.5 را حفظ کرده است. در مقطع فعلی این نسبت در محدوده 2.25 تا 2.5 است و انتظار می رود رفته رفته شاهد حرکت و اصلاح نسبت به سمت 3.5 باشیم. در این وضعیت باز هم از هر سمتی حرکت کنیم، اگر رشدی در کار باشد، بیشتر متوجه گروه ایران خودرو خواهد بود.

سه/ ارزش بازار! در روزهای اخیر شاهد برابری ارزش بازار نماد خودرو و خساپا بودیم. ایرانخودرو با تیراژ تولید بالاتر و خودروهایی با قیمت بالاتر و وضعیت فروش بهتر، ارزش بازار پایین تر؟ به نظر میرسد در خوش بینانه ترین حالت خساپا نیز؛ باز این نسبت نیاز به اصلاح دارد.

چهار/ حق تقدم های خودرو! حقوقی سمند، در ماههای گذشته، حق تقدم های خودرو را به قیمت 210 تومان خریداری کرده است و با احتساب واریز 100 تومان برای هر سهم، تمام شده هر سهم 310 تومان خواهد شد. اگر شاهد حمایت این حقوقی از سهام تحت تملک خود باشیم، محدوده 310 تا 320 حمایت مناسبی خواهد بود. حمایتی که در روزهای گذشته واکنش مثبت قیمت را به همراه داشته و شاهد رشد نماد خودرو از این باند قیمتی بودیم.

پنج/ بررسی نمودار شاخص گروه خودرو. به دنبال رشد چشمگیر سهام شرکت های صنعت خودرو در ماههای گذشته، شاهد رشد شاخص این گروه در قالب یک ساختار کانالیزه صعودی، تا سقف کانال بودیم. پس از رسیدن به 27700 واحد و فتح هدف سقف کانال اما شاهد افت و اصلاح در قیمت نمادها و شاخص این گروه هستیم. معتقدیم که این اصلاح در قالب یک سه موجی در حال وقوع است که رشد روزهای اخیر در قالب موج دوم از این سه موجی برچسب گذاری میشود. 24000 واحد مهم ترین مقاومت کوتاه مدت و 20000 واحد مهم ترین حمایت کوتاه مدت این شاخص است. حمایتی که چنانچه از دست برود، افت تا پایین تر از 18000 واحد نیز میتواند رقم بخورد. انتظار بر این است که افت در قالب موج سوم زمانی رقم بخورد که سهام جایزه افزایش سرمایه های اخیر گروه سایپا، قابلیت معامله خواهند یافت.

در ایران خودرو چه می گذرد؟

اما آنچه به لحاظ زمانی در این نمودار مشهود است، زمان بندی های حرکات صعودی و اصلاحی است. در گذشته نمودار شاهد اصلاح ۱۰۶ هفته ای و به دنبال آن یک رشد ۳۹ هفته ای هستیم. پس از آن بار دیگر افت و اصلاح ۱۰۲ هفته ای رقم خورده است و این بار انتظار داریم با همان هارمونی، دست کم شاهد رشد ۳۸ هفته ای باشیم. رشد اخیر در قالب قیمتی تکمیل این الگو بوده است اما به لحاظ زمانی، شاهد رسیدن به خط پایان نیستیم. این امر ما را مجاب میکند که بگوییم انتظار داریم حتی اگر رشدی در این گروه پیش رویمان نباشد، در دوره نشان داده شده، یعنی در ۱۲-۱۵ هفته آینده که این دوره زمانی هنوز باز است، حجم معاملات در گروه خودرو بالا بوده و کماکان در نوسانات قیمتی، معاملات پر حجم و جذابی را شاهد باشیم.

شش/ بررسی حمایت و مقاومت های نماد ایران خودرو. در جدول زیر بالاترین سقف نماد خودرو را در ماههای گذشته مشخص کرده ایم. 478 تومان! مشاهده می کنیم پس از دو رینگ بازگشت از 478 تومان، حمایت 319 تا 320 تومان را پیش روی قیمت داریم. حمایتی که در هفته اخیر تبدیل به کف قیمت شد و شاهد رشد قیمت از آن تراز بودیم. اما در حال حاضر قیمت در مسیر پیکان های نارنجی رنگ در حال حرکت است. اگر یک رینگ حرکت را مهم ترین سطح مقاومتی کوتاه مدت بنامیم، در حال حاضر قیمت 394-395 تومان مهمترین مقاومت پیش روی این نماد است. بدون توضیح اضافه ای عرض می کنیم که سایر حمایت ها و مقاومت ها روی جدول مشخص شده اند و از روند معاملاتی روزهای اخیر، اهمیت هر کدام از آنها قابل بررسی و اعتبار سنجی است که به عهده خواننده گذاشته می شود.

در ایران خودرو چه می گذرد؟

هفت/ بررسی نمودار قیمت! در بررسی نمودار قیمت نماد ایران خودرو در مقیاس لگاریتمی و در چارچوب زمانی هفتگی، شاهد رشد قیمت در داخل یک کانال صعودی بلند مدت هستیم. واکنش های قیمت به سقف و کف کانال جالب توجه است. اما در رشد اخیر مشخصاً شتاب حرکت به سمت سقف کانال بیشتر از گذشته بوده است و نوید بخش ادامه دار بودن روند رو به رشد در بلند مدت است. اما در سوی دیگر چنانچه محدوده سقف های قبلی را محدوده تبدیل سطح در نظر بگیریم، مشاهده می شود که مهم ترین حمایت پیش روی قیمت، محدوده 300 تومان است.

در ایران خودرو چه می گذرد؟

اما در روزهای اخیر قیمت پس از یک اصلاح ۵۰ درصدی از سقف کانال، با استقبال خریداران مواجه شد و از محدوده ۳۲۰ تومان شروع به رشد کرد.

در ایران خودرو چه می گذرد؟

همانگونه که در نمودار نشان داده شده است، محدوده ۳۸۱-۳۸۵ تومان محدوده ای است که محدوده تبدیل سطح کوتاه مدت و مهم ترین مقاومت پیش روی قیمت در روزهای جاری است. محدوده ای که منطبق بر کلاستر فیبویی رسم شده نیز بوده و به سدی در کوتاه مدت بدل شده است. در روز گذشته، شرکت سرمایه گذاری سلیم از فروشندگان نماد خودرو بوده است و به نظر میرسد در حالتی که قصد فروش داشته، زمان و مکان مناسبی را برای خروج انتخاب کرده است. اما از سوی دیگر شاهد حضور سرمایه گذاری ملی ایران در سمت خریدار هستیم. خرید سرمایه گذاری ملی ایران در نماد خودرو در این محدوده قیمتی، به نوع خود جالب توجه است. این معاملات به همراه سایر خرید و فروش های روز گذشته در نماد خودرو به گونه ای نیست که بتوان به سادگی از آن عبور کرد.

از سوی دیگر پس از عبور قیمت از محدوده مقاومتی نشان داده شده، مهم ترین مقاومت پیش رو، خط روند نزولی نشان داده شده است که تراز ۴۱۰-۴۱۵ تومان را سد قیمت کرده و در صورت شکسته شدن آن، باید منتظر شکسته شدن ۴۵۵ تومان در جهت تأیید آن باشیم. چنانچه ۴۵۵ تومان نیز در چارچوب زمانی روزانه شکسته شود، باید منتظر تحولات مثبت و بسیار اثر گذاری بر نماد خودرو باشیم.

با این امید که توضیحات نوشته شده در گزارش فوق، موجب تصمیم گیری مناسب سرمایه گذاران شود.

تهیه و تنظیم: مصطفی پازوکی

منبع: سایت ارشن رسانه تحلیلی اجتماعی بازار سرمایه





نوع مطلب : بازار سرمایه، 
برچسب ها : تحلیل تکنیکال، ایران خودرو،
لینک های مرتبط : منبع: سایت ارشن - رسانه تحلیلی اجتماعی بازار سرمایه،


محمد شریفی کارشناس ارشد مدیریت مالی از دانشگاه شهید بهشتی بوده و مطلب جالبی درخصوص موسسات اعتبارسنجی در پایگاه اطلاع رسانی صنعت منتشر کرده اند:

این روزها یکی از مهمترین اخبار اقتصادی جهان کاهش رتبه اعتباری  آمریکا توسط یک شرکت اعتبار سنجی است. این اقدام موجب کاهش شدید شاخص سهام در بازار های بین المللی شده است. تنزل قیمت نفت هم از دیگر تبعات این قضیه بوده است. وزیر دارایی آمریکا اقدام شرکت اعتبارسنجی مذکور را عملی وحشتناک توصیف کرد. کارشناسان هزینه این کاهش اعتبار را تا صد هزار میلیارد دلار ذکر کرده اند. اما در کنار این همه غوغا و جنجال حاصل از اعلام نظر یک شرکت خصوصی، این سوال شاید برای شما پیش آمده باشد که مفهوم رتبه اعتباری دقیقاً چیست و شرکت های اعتبار سنجی یا چگونه عمل می کنند. در ادامه به این سوالات جواب خواهیم داد.

موسسات «اعتبار سنجی» یا همان credit rating شرکتهایی هستند که مسئولیت بررسی توانایی ناشران اوراق بهادار را در ایفای تعهدات مالیشان دارند. قاعدتاً ناشر می تواند دولت، ارگان های دولتی و یا شرکت های خصوصی باشد.همین جا این توضیح را اضافه کنم که منظور از ناشر علاوه بر ناشران اوراق قرضه و اواق بهادار، تمام کسانی که از طرق مختلف مثل دریافت وام، تامین اعتبار می کنند هم می باشد. در گذشته سرمایه گذاران یا موسسات اعتبار دهنده مشتریان اصلی شرکتهای اعتبارسنجی بوده اند. اما اکنون ناشران و وام گیرندگان هستند که با مراجعه به یک شرکت اعتبارسنجی و پرداخت هزینه، درخواست بررسی و رتبه بندی خود یا اوراق منتشر شده شان را می دهند و اطلاعات مربوط به درجه اعتباری آنها به رایگان در اختیار سرمایه گذاران و خریداران اوراق قرار می گیرد.


چرا به اعتبارسنجها نیاز داریم؟

اینجا این سوال پیش می آید چرا شرکتهای اعتبارسنجی و اطلاعات آنها این قدر اهمیت دارند و چرا ناشران برای ارزیابی شدن توسط آنها پول پرداخت می کنند و چرا سرمایه گذاران تا این حد به اطلاعات آنها نیاز دارند.

1. سرمایه­ گذاران به سراغ رتبه بندی های اعتباری می روند تا اطلاعات کاملتری در مورد ریسک سرمایه گذاری خود داشته باشند. مطمئنا بین بازده و ریسک هر سرمایه گذاری برای هر سرمایه گذار رابطه مستقیم وجود دارد. هر کس انتظار دارد بابت ریسکی که متحمل می شود عایدی بیشتری داشته باشد. پس احتمال پرداخت به موقع تعهدات مالی یک موسسه ناشر برای سرمایه گذار بسیار مهم است. خب این همان رتبه اعتباری شرکت است. شرکت های اعتبارسنجی باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می شوند. علاقه مندان به سرمایه گذاری در یک پروژه یا خریداران اوراق قرضه معمولا گروه های متنوعی هستند. قاعدتا همه توان تجزیه تحلیل دقیق صورتهای مالی ناشر و یا بررسی بودجه یک کشور را ندارند. موسسات اعتبارسنجی با بررسی شرایط و مستندات مالی ناشر و ارائه یک رتبه مشخص کمک می کنند تا همه سرمایه گذاران با داشتن اطلاعات نسبتا کامل در مورد ریسک اوراق مورد نظر بتوانند فرایند تصمیم گیری صحیحی داشته باشند.

2.ناشران اوراق بهادار بیشتر از سرمایه گذاران احتیاج به مشخص شدن رتبه اعتباریشان دارند. در درجه اول برای آنکه این رتبه موجب  مدیریت ریسک و رتبه ­بندی اعتباری داخلی می شود و سرمایه پذیران به چند و چون کار خود پی می برند. از آن مهمتر این رتبه بندی موجب می شود تا قیمت ورقه منتشر شده به طور مناسب و عادلانه تعیین شود و مشتریان اوراق، آسان تر قیمت آن را بپذیرند و همچنین خیالشان از بابت انطباق با الزامات قانونی راحت باشد.


مکانیزم عمل رتبه بندی به صورت نمودار زیر می باشد:


اعتبارسنجی




شرکت های اعتبارسنجی

شرکتهای اعتبارسنجی متعددی در دنیا فعالیت می کنند. اما معروفترین و مهمترین آنها سه شرکت S&P ، MOODY’S و Fitch می باشند.

شرکتS&P درسال 1941 از طریق ادغام Poor's Publishing  و Standard Statistics تاسیس شد. شرکت هم اکنون دارای اطلاعات زیادی درمورد ابزارها و بازارهای مالی است . S&P اطلاعاتهای سرمایه گذاری ، ارزش گذاری و تحلیلگری خود را به فروش می رساند . معروفترین محصول آنها همان شاخص 500 S&P است.

خدمات سرمایه گذاران Moody’s  شامل رتبه بندی ، تحقیق و تحلیل ریسک Moody’s Investor Services  برای اوراق بدهی می باشد. این مجموعه 17 نمایندگی درسراسر جهان دارد و رتبه بندی اعتباری اوراق بدهی بیش از 100 کشور را انجام می دهد.  Moody’s همچون S&P از ترکیبی از فاکتور های کمی و کیفی برای رتبه بندی استفاده می کند.

سومین شرکت بزرگ رتبه بندی Fitch Reding نام دارد که بیش از 75 کشور حیطه فعالیتهای آن را در بر می­گیرد. همچون سایر آژانس های رتبه بندی Fitch نیز سطح وسیعی از اوراق بدهی شرکتها ، موسسات مالی ، شهرداریها ، شرکتهای بیمه و دولتها را پوشش می دهد . درسال 1997 Fitch توسط Fimalie   ، شرکت ارائه کننده خدمات حمایتی کسب وکار در پاریس بطور کامل تصاحب شد. بعدها از سال 2000 این شرکت بازار رتبه بندی خود را با تصاحب شرکت Duff & phelps   ، یک شرکت رتبه بندی آمریکایی ، گسترش داد. بمنظور تعیین رتبه دولت­ها ، شرکت Fitch ابتدا یک پرسش نامه ای حاوی سوالاتی درمورد اطلاعات خصوصی درباره سطح بدهی ودیدگاه آنها درباره میزان توان آن در پرداخت بدهی هایش برای کشور مورد بررسی می فرستد. هدف از این اقدام بدست آوردن داده های حساس غیرعمومی است که بعداً چارچوب مصاحبه هایشان را براساس این اطلاعات تنظیم می کنند.

جالب اینجاست که بازار رتبه سنجی اعتباری به طور تقریبی در انحصار چند شرکت است و در حال حاضر شرکت دیگری نیست که بتواند به رقابت با این سه غول اعتبارسنجی بپردازد. شرکت های کوچکتر که در زمینه رتبه بندی فعالیت دارند معمولا جهت کسب حسن شهرت و به دست آوردن دل ناشران اوراق بهادار رتبه اعتباری اوراق آنها را یک یا دو درجه بالاتر از سه شرکت اصلی رتبه بندی اعلام می کنند.


رتبه های اعتباری

رتبه های اعتباری سه آژانس اصلی رتبه دهی متفاوت است. هم از حیث معیارهای رتبه دهی و همچنین از لحاظ نماد. جدول زیر شمایی از رتبه های مختلفیست که این شرکت ها با توجه به احتمال پرداخت تعهدات مالی ناشران در  موعد مقرر نسبت می دهند.


رتبه سنجی اعتباری

عوامل تاثیرگذار در رتبه اعتباری

مهمترین عواملی که در رتبه اعتباری تاثیر می گذارند عبارتند از:

سابقه رفتار پرداخت اقساط: اعلان ورشکستگی و یا عدم پرداخت اقساط می تواند بر رتبه اعتباری تاثیر هر چه این اتفاق به زمان حال نزدیکتر باشد تاثیر آن در کاهش رتبه بیشتر است.

مقدار بدهی : در صورتیکه میزان بدهی ناشر از سقف اعتباری وی نزد بانک بیشتر باشد تاثیر شدیدی بر رتبه اعتباری می گذارد.

سابقه اعتباری: هرچه مدت فعالیت حساب بیشتر باشد ، تاثیر بهتری بر رتبه اعتباری می گذارد.

نوع اعتبار: دریافت وام از موسسات مالی معمولا رتبه اعتباری را کاهش می دهد. 


رتبه اعتباری ایران

موسسه اعتبارسنجی CI  که یک موسسه رتبه سنجی بین المللی و حوزه فعالیتش بازارهای نوظهور و به خصوص بازارهای منطقه خاورمیانه است اعلام نموده رتبه اعتباری ایران برای تعهدات بلند مدت ارزی –BB و برای تعهدات ریالی بلندمدت +BB است. همچنین این موسسه رتبه اعتباری ایران برای تعهدات کوتاه مدت ارزی و ریالی B توصیف نمود.

در پایان


بنگاه های اعتبارسنجی  با کمک به کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین اعتبار دهنده و سرمایه گذار از یک سو و ناشر اوراق بهادار از سوی دیگر نقش کلیدی در بازارهای مالی ایفا می کند. این کمک ها هم در زمینه  تعیین درجه اعتبار شرکت ها  (ریسک شرکتی) و هم کشور (ریسک سیاسی)  صورت می گیرد.

رتبه­ بندی­ها نوعی خاصیت چسبندگی دارند، بنابراین وقتی تغییر می کنند ، عکس العمل بیش از حد از خود نشان می دهند. این عکس العمل  افراطی ممکن است باعث تشدید  بحرانهای مالی اخیر شده باشد  و در نهایت باعث عدم ثبات و افزایش درگیری و مشکلات برون مرزی شود. علاوه بر آن ، تمایل کشورها برای حفظ درجه اعتباری خود در یک سطح معین ممکن است باعث ایجاد یک سری  سیاست های سخت گیرانه در زمینه اقتصاد کلان شود  که این امر احتمالاً آنهارا از برخی مزیت های سرمایه گذاری و رشد باز خواهد داشت.

ورشکستگی های اخیر  World-Com و Enron  باعث ایجا تحرک در زمینه های قانونگذاری اوراق بهادار در ارتباط با آژانس های رتبه بندی شده است.


اقداماتی که در زمینه های قانونی برای کاهش مشکلات مربوط به رتبه بندی شده  را می توان به دو اقدام خلاصه کرد.


- قانون اصلاح آژانس های رتبه  بندی  اعتباری مصوب سپتامبر 2006 در ایالات متحده


- ضوابط راهنمای سازمان بین المللی کمیسیون اوراق بهادار





نوع مطلب :
برچسب ها : مدیریت مالی، رتبه اعتباری،
لینک های مرتبط :


محمد آریا دبیر کمیسیون حقوقی بانک‌ها درباره ربوی اعلام شدن حقوق کارکنان بانک‌ها یادداشتی را برای خبرگزاری مهر ارسال کرده است. 

در این یادداشت آمده است: احتمال ربوی بودن سود بانک ها و مشکلات ناشی از آن همیشه دغدغه علما و متولیان اقتصاد کشور بوده و نظرات مختلفی در این خصوص مطرح شده و می شود. اخیرا این بحث مجددا مطرح و ضمن نشر نظرات مخالفین، نظر برخی مراجع تقلید دال بر حرام بودن سود بانک ها و علاوه بر آن حرام بودن حقوق کارکنان بانک ها منتشر شده است، لذا لازم دانستم که پاسخی جهت تنویر افکار عمومی و رد شبهات مطروحه ارائه نمایم. امید است با درج آن، از شدت توهین و نگرانی ایجاد شده کاسته شود.

۱ –  حقوق کارکنان بانک ها خصوصا" بانک های دولتی و تحت مدیریت دولت، همچون سایر کارکنان دولت، تابع قوانینی است که توسط دولت ارائه و توسط مجلس تصویب و به تایید شورای محترم نگهبان قانون اساسی رسیده است. عملکرد بانک ها نیز همچون حقوق پرسنل آنها، تابع قوانین مصوب مجلس است و عدم مغایرت این عملکرد با شرع انور، به تائید فقهای محترم شورای نگهبان رسیده است. سود بانک ها نیز به خزانه کشور واریز و مخلوط با سایر درآمدهای دولت، صرف پرداخت هزینه های کشور، موضوع قانون بودجه عمومی شده و از همان محل بودجه حوزه های محترم علمیه و سازمان های تابعه نیز تامین می گردد. بدیهی است اگر خزانه کشور، مال مخلوط به حرام است، علمای محترم که به بالاترین مقامات تصمیم گیرنده کشور دسترسی دارند، بهتر است راه حلی جهت تطهیر خزانه پیدا و ارائه نمایند تا آنکه جامعه کارکنان بانک ها و خانواده آنان را مشوش نمایند.

۲ – آنچه امروزه به عنوان پول در جوامع بشری مبادله می گردد، مفهومی جدید بوده و با پول رایج در صدر اسلام تفاوت ماهوی دارد. در آن زمان پول شامل سکه هایی از جنس طلا و نقره بوده که فارغ از طرح روی آن، به عنوان وزنی از طلا یا نقره دارای ارزش بوده است. به همین دلیل نیز بدون نیاز به صرافی یا سوئیفت بین بانکی، بازرگانی از ایران می توانست از چین یا هندوستان کالا خریداری و در حجاز یا یمن بفروش رساند. پول امروزی یکبرگ کاغذ است که ناشر به دلخواه خود روی آن صفر اضافه می کند!! کاغذی که ناشر مدعی است معادل وزن معینی از طلا ارزش دارد. اما همین ناشر می تواند ارزش آن کاغذ (قدرت خرید اسکناس) را یکشبه به هر میزان که بخواهد، کاهش دهد!

آنچه حرام اعلام شده بود، قرض دادن ده سکه طلا و بازپس گیری ۱۱ سکه طلا بجای آن بوده است! دادن چند برگ کاغذ و پس گیری چند برگ دیگر، مصداق عمل حرام مذکور نمی باشد زیرا اول باید زیادتی در آن اثبات شود و دوم زیادتی ناشی از توافق طرفین در سرمایه گذاری و تقسیم سود ناشی از آن نباشد. در تسهیلات خرد، بانک ها از روش مشارکت مدنی استفاده می نمایند. با این توضیح که فرض بر آن است که هرچیزی با سرمایه گذاری مشترک بانک ها احداث شود، حداقل به میزان تورم ارزش افزوده پیدا می کند، لذا بانک ها با دریافت سود مورد انتظار، از باقی سود صرف نظر کرده و آن را به مشتری می بخشند. در تسهیلات کلان سیستم مشارکت حقوقی پیش بینی شده است که طی آن سود دقیق سرمایه گذاری با حسابرسی مشخص و طرفین سود واقعی (یا زیان) دریافت می نمایند.

ممکن است گفته شود بانک ها باید در تمام موارد سود واقعی را محاسبه و آن را دریافت نمایند. بانک ها سالانه چندین میلیون فقره تسهیلات خرد پرداخت می کنند و از نظر عملی امکان حسابرسی و حل اختلافات احتمالی در میزان سود میلیون ها قرارداد وجود ندارد و روش جاری در دریافت سود مورد انتظار و مصالحه کم یا زیاد آن، روشی ناگزیر است. درعین حال اگر بجای شعار، روشی قابل اجرا ارائه شود که شبهه کمتری داشته باشد، بانک ها از آن استقبال خواهند کرد. (صرف نظر از آنکه تنها شکل صحیح و کامل مشارکت شرعی که همان مشارکت حقوقی است و منجر به مشارکت در سود یا زیان میگردد، از سوی مجلس و بانک مرکزی بشدت محدود شده است).

۳ – بانک های مدرن در مقابل بانک های قرض الحسنه قرار دارند. در تمامی کشورهای اسلامی، شکل های مختلفی از بانکداری اسلامی در کنار بانکداری مدرن (ربوی) قرار داشته و در هیچ کشوری بانکداری مدرن حذف نشده است. علت آن است که در تمام دنیا، بانک ها سرمایه های کوچک مردم را که به تنهایی قابل سرمایه گذاری نیستند، جمع آوری کرده و به عنوان متولی بازار پول، این سرمایه ها را به عنوان سرمایه جاری (سرمایه در گردش) در قالب تسهیلات کوتاه مدت، در اختیار واحدهای تولیدی قرار می دهند. تا هم کارخانجات بتوانند با خرید مواد اولیه و تولید و فروش کالا، سود حاصل کنند و هم سپرده گذاران سهمی از این سود بدست آورند.

تامین سرمایه جهت احداث کارخانجات (سرمایه ثابت) وظیفه بانک نبوده و باید از محل بازار سرمایه (بورس) و خرید سهام تامین گردد که به دلیل مشکلات عدیده ای که در کشور وجود دارد (و قابل ذکر در این مقال نیست) بازار سرمایه ایران بسیار ناتوان بوده و دولت و مجلس شورای اسلامی، بانک ها را مکلف نموده اند که جهت افزایش تولید و ایجاد اشتغال، بدون اخذ تضمین های لازم، به واحدهای تولیدی تسیلات احداث پرداخت نمایند!

بدون کمک بانک ها، حتی یک واحد تولیدی ایجاد نشده و هیچ واحد موجودی نیز قادر به ادامه حیات نخواهد بود. این تصور که اگر بانک ها از مشتری سود نگرفته و به سپرده گذاران نیز سود ندهند، مردم ناگزیر سرمایه خود را صرف تولید می کنند، تصوری منطقی نیست زیرا سپرده گذاران بانک ها غالبا" دارای سرمایه اندک بوده و اگر بانک نتواند پیشنهاد جذابی برای حفظ قدرت خرید پول آنان ارائه کند، آنرا صرف خرید طلا یا دلار یا ... خواهند کرد و ضمن افزایش تورم، کمکی به تولید بیشتر نخواهند کرد. لذا به نظر می رسد علما محترم باید بانک و بانکداری را به عنوان یک پدیده جدید بررسی و برای آن حسب ضرورت های موجود احکام خاص صادر نمایند. تصویب قانون عملیات بانکی توسط فقهای محترم شورای نگهبان نیز حاکی از قبول این استدلال و ضرورت، توسط علمای محترم شورا می باشد.

۴ – آنچه امروزه به عنوان نرخ سود بالا در بانک ها مورد حمله قرار می گیرد، نرخ سود اسمی است که هیچ معنی و مفهومی ندارد. نرخ سود واقعی، تفاوت نرخ سود اسمی با نرخ تورم است. اگر سپرده گذاری ۲۰ درصد از بانک سود بگیرد اما در کشور تورم ۲۵ درصدی وجود داشته باشد، سپرده گذار نه تنها سود نگرفته است، بلکه ۵ درصد نیز به دولت هدیه داده است!

آنچه امروز تحت عنوان ورود ربا به سفره سپرده گذاران مطرح می شود، فقط بحث تئوریک است و در عمل هیچ سپرده گذاری از بانک ها حتی یک ریال سود دریافت نکرده است. برای درک مطلب فقط کافی است که فرض کنید شخصی صد میلیون تومان در سال ۱۳۵۷ در بانک سپرده گذاری کرده و تا امروز تمام سود متعلقه را با نرخ ۱۵ درصد، جمع کرده باشد. سرمایه ایشان در پایان سال ۱۳۹۴ بالغ بر ۵۷۰ میلیون تومان می شود که حسب الظاهر ۴۷۰ میلیون تومان ربا دریافت کرده است. (جهت سهولت کار بهره بصورت ساده محاسبه شده است) اما در واقع این سپرده گذار در سال ۱۳۵۷ قدرت خریدی معادل ۱۴ میلیون دلار در اختیار دولت قرار داده و در سال ۱۳۹۴ فقط ۱۶۳ هزار دلار بازپس گرفته است!

بنابراین هیچ بانکی تاکنون ریالی سود دریافت و بین سپرده گذاران تقسیم نکرده است. آنچه اتفاق افتاده است پرداخت رانت به گیرندگان تسهیلات بوده و به همین دلیل نیز صف تقاضای وام، پایان ناپذیر است!




نوع مطلب : سرمایه گذاری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : منبع خبرگزاری مهر،


یکشنبه 15 فروردین 1395 :: نویسنده : سعید رسولی

نظام انتخاباتی در ایالات متحده آمریکا (Elections in the United States) روندی است که نزدیک به یک سال به طول می‌انجامد.

یکی از اصول اساسی و مهم نظام سیاسی ایالات متحده آمریکا نظام نمایندگی است. در این کشور تقرییاْ بیش از هر کشور دیگری انتخابات برگزار می‌شود.

این انتخابات در سطوح دولت فدرال، دولت‌های ایالتی و محلی برپا می‌شود. به عبارت دیگر تقریباْ بسیاری از مشاغل از ریاست جمهوری تا مدیران مدارس و یا فرودگاه‌ها توسط مردم برای دورهای مشخصی انتخاب می‌شوند.

در سطح دولت فدرال، رئیس جمهور از طریق یک سیستم دو مرحله‌ای انتخابات از یک سو توسط مردم و از سوی دیگر توسط هیات‌های انتخابی موسوم به الکترال کالج برای ۴ سال برگزیده می‌شود.

نمایندگان کنگره نیز مستقلاْ توسط آراء مردم انتخاب می‌شوند. ملاک انتخاب نمایندگان مجلس نمایندگان جمعیت بخش‌های انتخاباتی است و به ازاء هر ۵۷۰ هزار نفر یک نماینده به مجلس نمایندگان راه پیدا می‌کند که تعداد ۴۳۵ نفر را شامل می‌شود.

در حالیکه هر ایالت بدون احتساب بزرگی و کوچکی، ۲ نماینده در سنا دارد. بدین ترتیب تعداد سناتورها صرفاْ ۱۰۰ نفر است که برای یک دوره ۶ ساله انتخاب می‌شوند.

تنها قوه‌ای که اعضاء آن از طریق غیر مستقیم برگزیده می‌شود، قوه قضائیه و یا قضات دیوان عالی فدرال است. ۹ قاضی بلند پایه دیوان عالی فدرال و همچنین قضات دیگر محاکم قضایی با معرفی رئیس جمهورو تصویب سنا انتخاب می‌شوند. مدت فعالیت قضات دیوان عالی فدرال مادام العمراست.

در سطح ایالت‌ها نیز، تقریباْ همین روند تکرار می‌شود. فرمانداران به عنوان روسای قوای مجریه همانند رئیس جمهور برای ۴ سال برگزیده می‌شوند و هم‌زمان نیز نمایندگان مجالس قانونگذاری ایالتی انتخاب می‌گردند.

مردم هر ایالت در نظام انتخاباتی آمریکا به صورت جداگانه و مستقل از ایالت‌های دیگر همزمان در روز انتخابات نمایندگان کنگره سنا (هر ایالت دو سناتور دارد) و افرادی موسوم به الکترال کالج(کالج انتخاباتی) را انتخاب می‌کنند.

تعداد الکترال کالج هر ایالت برابر با تعداد نمایندگان آن ایالت در کنگرهٔ فدرال به اضافهٔ ۲ (که همان تعداد نماینده سنای هر ایالت در سنای فدرال است) می‌باشد. تعداد الکترال کالج‌ها ۵۳۸ عدد در کل کشور هستند که برای کسب ریاست جمهوری باید ۲۷۰ الکترال کالج کسب شود.

طبق یک سنت دیرینه در هر ایالت به صورت جداگانه بر اساس این که کدام نامزد آرای بیشتری به دست آورده (صرف نظر از میزان اختلاف در تعداد آرای مردمی مربوط به هر ایالت) همهٔ الکترال کالج‌های هر ایالت به نفع نامزدی که آرای مردمیش در آن ایالت بیشتر است رای می‌دهند.

از امتیازات این سیستم ازدیاد نقش ایالت‌های کوچکتر است، هرچند ممکن است آرای عمومی در کل آمریکا به نفع کاندیدای دیگر باشد. به عنوان مثال جرج بوش در انتخابات سال ۲۰۰۰ در ایالت فلوریدا کمتر از ۱۰۰۰ رای مردمی بیشتر از ال گور رای به خود اختصاص داد.

 در نتیجه همهٔ الکترال کالج مربوط به ایالت فلوریدا به نفع بوش رای دادند و بوش پس از دو بار شمارش دستی آرا و با رای دادگاه به ریاست جمهوری رسید. به این علت مساله به دادگاه کشیده شد که ال گور به دیوان عالی برای سومین شمارش آرا مردمی فلوریدا به دیوان عالی شکایت کرد که این خواسته با مخالفت دیوان عالی مواجه شد.

دادگاه حکم داد که شمارش آرا در ۲ نوبت قبلی قانونی و معتبر است و نیازی به شمارش آرا برای سومین بار نیست. در نتیجه الکترال کالج‌های فلوریدا به بوش رای دادند و بوش رئیس جمهور شد. در آن سال ایالت فلوریدا برای انتخاب رئیس جمهور تعیین کننده بود. در ضمن برادر بوش در آن موقع فرماندار فلوریدا بود.

اما نقطه ضعف مهم این سیستم که ابزار اصلی منتقدان هم هست اینکه، ممکن است یک نامزد اکثریت آرای مردم را به‌دست نیاورده باشد اما اکثریت آرای الکترال را به‌دست بیاورد و برنده انتخابات شود. این مسئله‌ای است که در انتخابات سال 2000 روی داد.

تصور کنید اگر نامزدی اکثریت آرای مردم در 11 ایالت پرجمعیت یعنی کالیفرنیا، نیویورک، تگزاس، فلوریدا، پنسیلوانیا، ایلی‌نویز، اوهایو، میشیگان، نیوجرسی، کارولینای شمالی و جورجیا را به‌دست آورد رئیس‌جمهور می‌شود، حتی اگر در 39 ایالت کم جمعیت‌تر هیچ رأیی به‌دست نیاورده باشد. مجموع آرای الکترال آن 11 ایالت به 270 می‌رسد و این حد نصابی است که نامزد برنده باید از مجموع 538 رأی الکترال به‌دست آورد.

 به این ترتیب چون جمعیت ساکنان 39 ایالتی که به نامزد برنده رأی نداده‌اند، از مجموع شهروندان 11 ایالت اصلی بیشتر است، بنابراین نامزد برنده بدون اینکه رأی اکثریت مردم را به‌دست آورده باشد با مجموع آرای الکترال 11 ایالت پرجمعیت به کاخ سفید می‌رود. در تاریخ آمریکا تا به حال سه بار این اتفاق روی داده‌است.

 در تاریخ انتخابات آمریکا تا سال 2012 چهار بار یک کاندیدا، رای بالاتری از دیگران به دست آورده اما آرای الکترال را باخته و در نتیجه رئیس جمهور نشده است.

 در انتخابات سال 2000 ال‌گور، کاندیدای حزب دموکرات تقریبا 500 هزار رای بیشتر از جرج بوش به دست آورد، اما به دلیل آنکه جرج بوش موفق شده بود آرای الکترال بیشتری به دست بیاورد (271 به 266 و یک رای غایب)، جرج بوش به عنوان 43 مین رئیس جمهور آمریکا انتخاب شد.

 نظام انتخاباتی آمریکا متعلق به حدود سه قرن سال پیش است. زمانی که بنیانگذاران ایالات متحده همه توجه خود را معطوف به این کرده ‌بودند که در نوشتن قوانین و تعبیه سازوکارهای ساختار سیاسی، ارکانی چون مردم و حکومت، دولت فدرالی و دولت ایالتی مخدوش نشوند.

 به همین‌خاطر کنگره دارای دو بخش است یکی مجلس نمایندگان که متعلق به مردم است و دیگری سنا که وزنه حکومتی دارد. رأی‌گیری هم در دو بخش صورت می‌گیرد. مردم رأی می‌دهند و کالج انتخاباتی هم به‌عنوان نماینده سیستم حکومتی، این رأی را تأیید می‌کند.

در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا یک حالت دیگر نیز وجود دارد. این حالت زمانی است که در آن، هیچ یک از نامزدها اکثریت رای الکترال ها را به دست نمی‌آورد، و هر یک ۲۶۹ رای کسب می کنند.

 بر اساس قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، در چنین صورتی وظیفه انتخاب رئیس جمهور بر عهده کنگره گذاشته خواهد شد. اگر تعداد آرای هیئت‌های انتخاباتی نامزدها برابر باشد، مجلس نمایندگان برای معرفی رئیس جمهور باید تشکیل جلسه دهد.

در این جلسه، هر ایالت فقط یک رای دارد و تفاوتی میان ایالت‌ های پرجمعیت و ایالت‌‌های کم جمعیت نیست. بنابراین، ممکن است اعضای یک حزب در داخل گروه انتخاب کننده به نفع حزب رقیب آرای خود را به صندوق بریزد. اگر آرای انتخاباتی دو نامزد با یکدیگر برابر باشد، انتخابات بین این دو تن صورت می‌ گیرد.

 تا سال 2012 فقط یک بار در تاریخ ایالات متحده آمریکا، رئیس جمهور را مجلس نمایندگان برگزیده است. در سال ۱۸۲۴ پس از آنکه چهار رقیب اصلی، هر یک تعدادی از آرای انتخاباتی را به خود اختصاص دادند و امکان معرفی رئیس جمهور منتخب فراهم نشد، مجلس نمایندگان به رای گیری پرداخت و سرانجام جان آدامز را به عنوان دهمین رئیس جمهور ایالات متحده معرفی کرد. آندرو جکسون با ۱۵ رای انتخاباتی بیشتر، به علت ناکامی در مجلس نمایندگان از آدامز شکست خورد.

همچنین، در صورتی که در جریان رای‌ گیری در مجلس نمایندگان، امکان تعیین رئیس جمهور فراهم نشود، این وظیفه بر اساس قانون اساسی به سنا واگذار خواهد شد. در این گام، سناتورها به جای انتخاب رئیس جمهور، معاون رئیس جمهور را انتخاب می‌‌کنند و پس از آن در یک روند خودکار، معاون رئیس جمهور به مقام ریاست جمهوری برگزیده می‌شود.

 به عبارت دیگر، هنگامی که امکان انتخاب رئیس جمهور محقق نشود، سنا معاون رئیس جمهور را معرفی می‌ کند و وی به عنوان جانشین رئیس جمهور، مسئولیت‌ های وی را بر عهده می‌ گیرد.

 در حقیقت این آخرین مرحله از روند بسیار طولانی و طاقت‌ فرسای انتخاب رئیس جمهور است که از انتخابات مقدماتی توسط احزاب آغاز می‌ شود و تا معرفی رئیس جمهور منتخب توسط سنا ادامه می‌ یابد.

 در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا تا سال 2012 رئیس جمهور توسط سنا انتخاب نشده‌ است.

 همچنین، در صورتی که سنا هم نتوانسته باشد تا آن روز، معاون رئیس جمهور را برگزیند، تا زمانی که مجلس نمایندگان و مجلس سنا بتوانند تصمیم خود را بگیرند، رئیس مجلس نمایندگان به عنوان رئیس جمهور انجام وظیفه خواهد کرد.





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : انتخابات، الکترال کالج،
لینک های مرتبط : منبع همشهری آنلاین،



سال نو همه دوستان مبارک باشه.


امروزه مدیریت پسوردها و به حافظه سپردن اونها یکی از مشکلات رایج برای همه است. مطمئنترین و امنترین راه استفاده از برنامه های مدیریت پسورده. بهترین برنامه موجود در این حوزه هم LastPass هستش. توصیه میکنم که حتما این برنامه را تست کنید تا ارزشهای اون رو در با تمام وجود درک کنید. مطمئن هستم که اگر بتونید باهاش کنار اومده و ازش استفاده کنید محاله دل ازش بکنید. از لینک زیر برای ایجاد اکانت استفاده کنید. بسته به اینکه با موبایل باشید یا با کامپیوتر، خودش راهنماییتون میکنه: 





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : پسورد، LastPass،
لینک های مرتبط : ایجاد اکانت در LastPass،




( کل صفحات : 11 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...