تبلیغات
سعید رسولی | وبلاگ شخصی - مطالب سعید رسولی
 
درباره وبلاگ


دانش آموخته مهندسی مکانیک و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت مالی بوده و علاقمند به مباحث مدیریت مالی، اقتصاد و بورس هستم. امیدوارم با ارائه مطالب مرتبط با مدیریت مالی بوده بتوانم قدمی در راه بسط این موارد داشته باشم.

مدیر وبلاگ : سعید رسولی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سعید رسولی | وبلاگ شخصی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 13 بهمن 1394 :: نویسنده : سعید رسولی

مطلبی جالب از دکتر علی سرزعیم  که در مجله "بازار و سرمایه"  شماره 41 و 42  (مرداد و شهریور 1392) منتشر گردیده و در آن واقعیت رشته "مدیریت مالی" در جهان با آنچه که در ایران تدریس می گردد مقایسه شده است.


به نظر می­رسد زمانی که علم فایناس به ایران وارد شد به دنبال یافتن معادلی برای این کلمه بودند و آن را “مدیریت مالی” ترجمه کردند در حالیکه کاملا قابل قبول بود که آن را اقتصاد مالی ترجمه کنند. ظاهرا اینگونه ترجمه سرنوشت این رشته را نیز به سمت و سوی دیگری رقم زد. وقتی فاینانس مدیریت مالی ترجمه شد، آن را حوزه ­ای از رشته مدیریت قلمداد کردند و جایگاه آن را در رشته مدیریت تشخیص دادند. اگر فاینانس اقتصادمالی ترجمه می­شد قاعدتا در دانشکده­های اقتصاد می­نشست. درست است که یکی از کارکردهای (
function) هر مدیر مدیریت مالی بنگاه است، اما این به معنای آن نیست که رشته فاینانس زیرمجموعه رشته مدیریت باشد. رشته مدیریت (همانند رشته علوم سیاسی) از جمله علوم مصرف­ کننده است و از علوم اجتماعی پایه یعنی روانشناسی، جامعه ­شناسی، حقوق، اقتصاد و فاینانس بهره­ می­برد اما این به آن معنی نیست که این رشته­ ها زیرمجموعه رشته مدیریت هستند. اینها رشته­ های مستقلی هستند که یافته ­های­شان به کار رشته مدیریت نیز می­آید.

رشته فاینانس از دل رشته اقتصاد بیرون آمده ولی به مرور زمان آن­چنان بسط و گسترش یافت که اینک تاحدود زیادی مستقل گردیده اما این به آن معنی نیست که ارتباط وثیق این دو رشته گسسته شده باشد. در حال حاضر در بیشتر دانشگاه­های دنیا این دو رشته کنار هم و در یک مدرسه (school) قرار می­گیرند. گاه یک مدرسه تجاری (Business School) میزبان این دو رشته و رشته مدیریت می­شود و آنها را در کنار هم می­نشاند تا از همپوشانی آنها بهره ­برداری نماید. در بسیاری از دانشگاه ­های دنیا دروس سال اول دانشجویان دکترا در رشته­ های فاینانس و اقتصاد یا مشترک و یا تا حدود زیادی مشترک است. غالبا درس اقتصاد خرد پیشرفته و اقتصادسنجی پیشرفته به طور مشترک به هر دو رشته تدریس می­شود و دانشجویان دکترا در رشته فاینانس به جای درس اقتصاد کلان، درس قیمت­ گذاری دارایی پیشرفته را در سال اول فرا می­گیرند.

مشکل رشته فاینانس از آنجا آغاز شد که وقتی این رشته در دانشکده مدیریت قرار گرفت، اساتید حسابداری بر این رشته مسلط شدند و این رشته رنگ­ وبوی حسابداری گرفت. این شاید به دلیل ضعف دانشگاه­ها در داشتن استاد در رشته فاینانس بوده اما قرارگرفتن آن در دانشکده ­های مدیریت قطعا بی­ تاثیر نبوده است. هیمنه اساتید حسابداری موجب گردیده تا این رشته بیش از آنکه رشته ­ای محاسباتی باشد رشته ­ای با ماهیت حسابداری گردد. همه به خوبی می­دانیم که در رشته حسابداری بیشترین ریاضیات مورد استفاده اگر دو عمل اصلی نباشد حداکثر چهار عمل اصلی است. در حالیکه رشته مدیریت مالی به شرحی که خواهد آمد رشته ­ای است بیش از پیش ریاضی شده. نتیجه این وضعیت آن گردید دانشجویان رشته مدیریت و گاه حسابداری جذب این رشته شوند و از آنجا که معمولا علاقه، تبحر و مزیت این دانشجویان در عرصه ­هایی غیر از ریاضیات محض است، تغییر ماهیت این رشته تشدید شد. اساتیدی با گرایش حسابداری در این رشته دانشجویانی را تربیت کردند که آنها نیز رشته مدیریت مالی را رشته ­ای غیرریاضی می­دیدند و حداکثر ریاضیات و آمار را در اقتصادسنجی مالی تجربه می­کردند. شاهد مثال آنست که ندرتا کسانی در گرایش اقتصادسنجی مالی تخصص می­یابند و اگر کسی در این رشته متبحر باشد می­تواند جایگاه ممتازی در دانشکده­ های مدیریت مالی بیابد. شاهد مثال دوم اشاعه رویکرد مالی رفتاری در ایران است. این رویکرد در واقع رویکرد روانشناسانه به بحث­های مالی است و در واقع کاربرد یافته­ های گرایش روانشناسی تصمیم­ گیری در علم اقتصاد (اقتصاد رفتاری) و علم فاینانس (مالی رفتاری) می­باشد. از آنجا که در این رویکرد به هیچ ­عنوان از ریاضیات استفاده نمی­شود و مسائل بیشتر مبتنی بر آزمایش (Experiment) و تشریح است ، این گرایش به سرعت در ایران رشد کرد. برای نگارنده جالب و موجب تعجب بود که در بسیاری از دانشکده ­های فاینانس دنیا افراد زیادی روی این حوزه کار نمی­کنند که حکایت از نیافتن جایگاه مطمئن در میان اساتید رشته فاینانس دارد. اما در ایران به سرعت این گرایش مطرح شد و مطالب مرتبط آموزش داده شد و حتی مقالات و کتاب­هایی در این عرصه تالیف و ترجمه گردید و همه آشنایی حداقلی از محتوای آن دارند.

رشته مدیریت مالی در گذشته ­های دور به حسابداری نزدیک بود و مفاهیم آن صرفا در حد آن چیزی بود که امروز در درس مدیریت مالی ۱ و ۲ گفته می­شود اما در طی ۳۰ گذشته تحولات اساسی در این رشته رخ داده است. در واقع آنچه که در این رشته رخ داده انعکاس آن چیزی است که در بازارهای مالی دنیا صورت گرفته است. واقعیت امر آنست که از دهه هفتاد میلادی تا اوایل قرن بیستم، نوآوری­های مالی زیادی صورت گرفت و ابزارهای جدید مالی به بازارهای مالی راه یافت. حذف مقررات و گسترش شیوه­ های ارتباطی نظیر اینترنت و تقویت قدرت و سرعت ریزپردازنده­ ها و اشاعه کامپیوترهای شخصی موجب شد تا مفاهیم و ابزارهای مالی جدیدی به سرعت فراگیر شود و در بازارهای مالی به کار بسته گردند. این امر ضرورت مدل­سازی و محاسباتی را فراهم آورد که بی­سابقه بود. در نتیجه انبوه افرادی که در رشته ریاضیات محض تحصیل کرده بودند به بازارهای مالی و نهادهای مالی کشیده شدند. همزمان مهندسین، فارغ التحصیلان فیزیک، مهندسین کامپیوتر همگی در بازارهای مالی تحت عنوان “مهندسی مالی” به کار گرفته شدند چرا که اینک فعالیت­های مالی نیازمند طراحی، محاسبه و اجرای مدل­های کمی بود که دیگر نمی­شد بر اساس شهود شخصی و مدیریتی در مورد آن تصمیم­گیری کرد. عرصه آکادمیک نیز متناسب با این تحولات تغییر یافت. افراد زیادی با دکترای ریاضی وارد حوزه فاینانس (و حتی اقتصاد) شدند و این رشته­ ها به شکل بی­سابقه ­ای ریاضی و کمی گردید. اگر سی­ سال قبل می­شد مقالاتی در مجلات علمی یافت که صرفا متن باشد امروز دیگر امری غیرممکن شده است. هر حرف و ادعایی جز با وجود یک مدل تئوریک و تایید یک بررسی آماری امکان طرح ندارد. در نتیجه سیلابس رشته فاینانس نیز هم­پای این تحولات به روز گردید. اینک دانشجویان این رشته در مقطع کارشناسی ارشد پیش از هرچیز در زمینه ریاضیات محض یعنی تئوری احتمال، تئوری اندازه، توپولوژی و فرآیندهای تصادفی درس­هایی را می­گذرانند. سپس هر مباحث اعم از مشتقات و یا اوراق قرضه بر اساس مدل­های مبتنی بر معادلات دیفرانسیل تصادفی نوشته و حل می­شود. برای حل آنها نیز از روش­های عددی استفاده می­شود. طبیعی است که برای حل عددی بسیاری از مدل­ها، گریزی جز برنامه­ نویسی کامپیوتری نیست. در نتیجه تسلط بر برخی نرم ­افزارها نظیر MATLAB و یا R جزو ضروریات هر رشته گردیده است. همزمان برای فعالیت­های حرفه ­ای همه برنامه­ نویسی به زبان ++C و یا VB را فرا می­گیرند. کسانی که قدری عمق تئوریک می­یابند قطعا مباحث تعادل عمومی و بازارهای کامل و ناکامل را مسلط می­شوند و می ­آموزند که در این سطح مدل­سازی کنند. همزمان کاربرد مباحث تئوری بازیها و تئوری قرارداد در مباحث مالیه شرکتی بسط و گسترش یافته و دیگر در مباحث مالیه شرکتی در سطوح بالاتر از کارشناسی بحث ارزش زمانی پول و هزینه سرمایه مطرح نیست.

متاسفانه این تحول آکادمیک هنوز به شکل مطلوب به ایران راه نیافته است. هنوز سیلابس دروس مالی تا مقاطع عالی ماهیت حسابداری دارد. خوشبختانه چند سال پیش کتاب جان هال به فارسی ترجمه شد که گامی در جهت تسهیل آموزش مفاهیم مشتقه بود اما باید اذعان کرد که این کتاب، کتابی است که برای مقاطع لیسانس و حداکثر فوق لیسانس مناسب است و نباید برای دکترا مرجع درسی قرار گیرد. تاسف ­آورتر آنکه در یکی از دانشگاه­های شهر تهران در مقطع دکترا گرایش بانک و پول کتاب میشکین که کتابی برای مقطع لیسانس است آموزش داده شده است. در چنین وضعی کماکان می­شود دکترای فاینانس گرفت اما با مبانی ریاضیات پیشرفته آشنا نشد و اصلا مدل­های مبتنی بر فرآیندهای تصادفی را نشناخت. هنوز می­شود تا دکترای این رشته جلو رفت ولی با تئوری­های مالیه شرکتی که امروز همه آن را می­خوانند آشنا نبود. عدم آشنایی با مبانی فاینانس جدید موجب شده تا مطالعه و درک بسیاری از مقالات مربوط به حوزه فاینانس برای دانش ­آموختگان این رشته غیرممکن گردد و به طریق اولی نمی­توان مشارکت علمی از طریق نوشتن مقاله در این حوزه را انتظار داشت. شاید بشود ادعا کرد که آن چه هم اکنون در رشته مدیریت مالی آموزش داده می­شود چیزی است که در غرب MBA in Finance خوانده می­شود که مختص مدیران است و در آن از پیچیدگی­های ریاضی تا جای ممکن پرهیز می­شود. برخی از دانشگاه­های خارجی برای تحذیر افرادی که ریاضیات ضعیف دارند از اقدام برای ورود به این رشته عنوان رشته فاینانس را به فاینانس کمی (Quantitative Finance) و یا ریاضیات مالی (Mathematical Finance) تغییر داده­ اند.

اینها همه نشان از آن دارد که ضروری است تا تحولی در دانشکده ­های موجود ایجاد شود. قطعا با ورود افراد و دانش­آموختگان جدید نشاط علمی جدیدی به دانشکده­ های مالی تزریق خواهد شد. برای حصول به این مقصود ضروری است تا دانش ­آموختگان دانشگاه های خارج از کشور  به انحای مختلف جذب شوند تا این انتقال دانش صورت گیرد. متاسفانه اشکالی که وجود دارد از دو سوست. از یک سو بازار جهانی جذب دانش ­آموختگان رشته فاینانس در دنیا داغ است و ایرانی­هایی که در خارج از کشور فارغ التحصیل می­شوند به راحتی در بازار آکادمیک و حتی صنعت مالی دنیا با درآمدهای خیره کننده جذب می­شوند و انگیزه چندانی برای بازگشت نمی­یابند. از سوی دیگر دانشکده ­های مالی گارد بسته­ ای در جذب افراد اتخاذ می­کنند و پذیرش افراد جدید با صعوبت و دشواری ممکن می­گردد.

راه­ میانبری که وزارت علوم برگزید ایجاد رشته­ ای تحت عنوان مهندسی مالی بود. چون عنوان مهندسی برای این رشته در نظر گرفته شده بود در دانشگاه­های صنعتی و فنی قرار داده شد. حسن این کار دو چیز بود. از یک سو وجود عنوان مهندسی که عنوان فاخر در ایران بر شمرده می­شود جذب افراد را تسهیل می­کرد. همچنین واقع شدن آن در دانشگاه­های صنعتی موجب می­شود تا افرادی با توانمندی در رشته­ ریاضیات و برنامه ­نویسی جذب آن شوند. متاسفانه این رشته باید در دانشکده ­های ریاضیات قرار می­گرفت ولی شاید به دلیل اینکه این چینش مانع جذب افراد می­شد این گرایش به دانشکده­ های صنایع انتقال یافت و به عنوان یک رشته کارشناسی ارشد در رشته صنایع تصویب شد در حالیکه ربط چندانی به رشته صنایع ندارد. متاسفانه این گرایش در چندین دانشگاه راه ­اندازی شده اما متاسفانه در اکثر این دانشکده­ ها افراد دانش­ آموخته مالی به طور عام و کسانی که با دانش مالی مدرن آشنا باشند به طور خاص حضور ندارند و تقریبا همه اساتید مدعو هستند. از آن بدتر سیلابس این رشته است. متاسفانه در سیلابس این رشته برخی درس­های غیرمرتبط مثل برنامه ریزی استراتژیک، تصمیم­ گیری با معیارهای چندگانه و تجارت الکترونیک نیز گذارده شده که مرتبط به رشته مدیریت است و ربطی به مهندسی مالی ندارد. برخی دانشجویان این رشته گلایه کرده ­اند که به دلیل فقدان استاد متخصص، درس­های صنایع یا مدیریتی در این دانشکده ­ها به جای دروس مالی ارائه می­گردد. در بهترین حالت همان محتوای رشته ­های مدیریت مالی در دانشکده ­های مهندسی مالی عرضه می­شود در حالیکه قرار بود دانشکده مهندسی مالی دروس جدید و بروز مالی را عرضه کند و زمینه رشد و ارتقای این رشته را فراهم سازد. اینها همه حکایت از آن دارد که دانش مالی در مقایسه با دیگر حوزه­ های دانش نیازمند یک تلاش، تغییر و بهبود جدی است. امید است رونق بازار سرمایه انگیزه لازم برای ایجاد  تحول و رونق در این حوزه علمی را فراهم سازد.





نوع مطلب : مدیریت مالی، 
برچسب ها : فاینانس، مدیریت مالی،
لینک های مرتبط : منبع: سایت مالی اسلامی،


دکتر حمید قنبری

چرا در ایران به بازار بدهی نیاز داریم؟ درست به همان دلیل که در همه دنیا به بازار بدهی نیاز داریم. دلایل نیاز به بازار بدهی آنقدر واضح و روشن است که به سختی می‌توان کسی را پیدا کرد که در ضرورت وجود و توسعه چنین بازاری در ایران تردید داشته باشد. بازار بدهی می‌تواند توان تامین مالی بانک‌ها را به میزان قابل‌توجهی افزایش دهد، بازار بدهی‌ می‌تواند امکانات سرمایه‌گذاری برای اشخاص و بنگاه‌ها را بالا ببرد و علاوه‌بر اینها، بازار بدهی می‌تواند سیگنال‌ها و نشانه‌های عینی و مشخصی را برای فعالان و سیاست‌گذاران اقتصادی فراهم کند تا با استفاده از آنها تصمیمات درستی را در راستای اجرای وظایف و نقش‌های خود اتخاذ کنند.


با این حال، چرا بازار بدهی در ایران توسعه نیافته است و مشکلات جدی برای فعالیت این بازار در ایران وجود دارد؟ یکی از مهم‌ترین علت‌های شکل نگرفتن بازار بدهی در ایران، وجود نداشتن ساختارها و مفاهیم بنیادینی است که بازار بدهی ثمره آنها محسوب می‌شود. در ادامه تلاش می‌شود تا به اختصار به این ساختارها اشاره شود. یکی از مفاهیم بنیادین حقوق مالی که بسیاری از خدمات مالی مبتنی بر آن هستند، تجسد بخشیدن به بدهی‌ها یا reification of claims است. تجسد بخشیدن به بدهی یعنی اینکه بدهی را همانند یک شیء تلقی کنیم و همان‌طور که شیء را قابل معامله می‌دانیم، بدهی را نیز قابل معامله و گردش در بازار بدانیم. به‌عبارت دیگر، بدهی را بتوانیم، بخریم، بفروشیم، وثیقه بگذاریم، امانت دهیم و... نظام‌های حقوقی ابتدایی چنین امری را نمی‌پذیرند و این عملیات را فقط برای اشیای عینی ممکن می‌دانند.

به‌عنوان مثال، قانون مدنی ایران مقرر می‌دارد «بیع عبارت است از تملیک عین به عوض معلوم». هر حقوقدانی می‌داند که مقصود قانون‌گذار در این ماده این بوده است که «دِین و منفعت» را نمی‌توان با عقد بیع منتقل کرد. این یکی از کاستی‌هایی است که در حقوق ایران وجود دارد و باعث شده است که بازار بدهی را نتوان شکل داد. وقتی نتوان بدهی را خرید و فروش کرد، نمی‌توان بازار بدهی داشت. البته ممکن است گفته شود که بازار بدهی را می‌توان با مکانیزم‌های «انتقال طلب» یا «انتقال دین» انجام داد که در حقوق ایران پذیرفته شده است. در اینجا مجددا مانعی دیگر نمایانگر می‌شود که در قانون مدنی وجود دارد و آن این حکم است که «در تبدیل تعهد، وثایق و تضمینات تعهد سابق به تعهد لاحق تعلق نخواهند گرفت». به‌عبارت دیگر، اگر بدهی از شخصی به شخص دیگر منتقل شود، وثایق آن منتقل نخواهند شد و بدهی منتقل شده، بدون وثیقه خواهد بود. از آنجا که تقریبا تمامی بدهی‌‌هایی که در بازارهای مالی منتقل می‌شوند، بدهی‌های دارای وثیقه هستند و ارزش آنها نیز همان ارزش وثیقه‌های آنهاست، چنین محدودیتی که در قانون مدنی آمده است،‌ مجددا به‌عنوان مانعی در راستای شکل‌گیری بازار بدهی عمل می‌کند.

حتی اگر بتوان با شرط ضمن عقد، وثایق بدهی را منتقل کرد، باز هم این مشکل وجود دارد که انتقال طلب، دارای مکانیزم و آثار مشخصی در حقوق قراردادها نیست و ابهامات فراوانی در رابطه با آن وجود دارد. همین دشواری‌ها و عدم اطمینان‌های حقوقی است که باعث شده است نه تنها بازار بدهی، بلکه هیچ‌یک از ابزارها و خدمات مالی نوین، در ایران توسعه قابل‌توجهی نداشته باشند و از این جهت، شکل‌گیری سرمایه مالی در ایران با مانع مواجه باشد. نبود مفاهیمی همچون تراست (که مهم‌ترین و اساسی‌ترین مفهوم در بازارهای مالی است و بدون آن تصور بازارهای مالی توسعه یافته هم دشوار است)، تجسد بخشیدن به بدهی‌ها، ضمانت به‌عنوان یک کسب‌و‌کار قانونی و مشروع و نه به‌عنوان یک عقد احسانی و مبتنی بر لطف و نیکوکاری، تهاتر و تسویه‌های قراردادی و مالی (در مقابل تهاتر قهری) و مفاهیم دیگری از این دست، روی هم رفته باعث شده‌اند که بنیادهای حقوقی ایجاد بازار بدهی در ایران وجود نداشته باشد و در هر مرحله‌ای از ایجاد این بازارها، با موانع و ابهامات بسیاری روبه‌رو باشیم. به‌عبارت دیگر، مساله این نیست که ما در ایران، ظرفیت درک بازارهای مالی را نداشته باشیم یا سطح هوش و دانش فعالان بازارهای مالی در ایران، پایین‌تر از سایر کشورهای دنیا یا حتی برخی از کشورهای همسایه که در این زمینه‌ها نسبت به ما پیشرو هستند باشد، بلکه مساله این است که در سایر کشورها برای ایجاد این بازارها نیاز به یکسری زیرساخت‌های حقوقی و نهادی هست که متاسفانه در ایران، آن زیرساخت‌های حقوقی و نهادی وجود ندارد و دولت نیز اگر به‌دنبال ایجاد این بازارهاست، باید زیرساخت‌ها را فراهم کند و به فعالان بازار اطلاع دهد که زمین بازی برای ایجاد چنین بازارهایی فراهم است. آن‌گاه فعالان بازار اعم از دولتی و خصوصی، خود می‌دانند که چگونه در این زمین بازی کنند.





نوع مطلب :
برچسب ها : بازار بدهی،
لینک های مرتبط :


تایمز هایر اجوکیشن 20 دانشگاهی که از نظر کیفیت تدریس در جهان برتر هستند را معرفی کرده است، کشورهایی نظیر آمریکا، انگلیس، ژاپن، چین و سوئیس جایگاهی در این لیست دارند.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری آنا، تایمز هایر اجوکیشن یک لیست 20 تایی از دانشگاه‌هایی که بهترین کیفیت تدریس را ارائه می‌دهند اعلام کرده است. در این لیست به غیر از آمریکا و انگلیس، چین، ژاپن و سوئیس تنها کشورهایی هستند که توانستند هر کدام با یک نماینده جز 20 دانشگاه برتر از نظر کیفیت تدریس باشند.

آمریکا 13 جایگاه را از آن خود کرده است، سپس انگلیس با 4 جایگاه در رتبه دوم قرار دارد. سه جایگاه باقی مانده نیز از آن چین، ژاپن و سوئیس است، لازم به ذکر است امسال استرالیا نتوانست مانند سال‌های قبل جایی در این رتبه‌بندی داشته باشد.

موسسه تکنولوژی کالیفرنیا (Caltech) بالاترین نمره کیفیت تدریس را در بین دانشگاه‌های جهان کسب کرد. دانشگاه استنفورد و موسسه تکنولوژی ماساچوست (ام آی تی) در رتبه‌های دوم و سوم قرار گرفتند.

همچنین دانشگاه‌های انگلیسی آکسفورد و کمبریج اولین دانشگاه‌های غیر آمریکایی بودند که در ادامه این فهرست و در رتبه‌های 4 و 5 قرار گرفتند.

این گزارش تأکید کرد که در آمریکا روش تدریس و اداره دانشگاه‌ متمایل به داشتن کلاس‌های کوچک‌تر اما با مدت زمان یا دفعات بیشتر نسبت به دانشگاه‌های انگلیس است. البته عملکرد آکسفورد و کمبریج اندکی متفاوت از سایر دانشگاه‌های انگلیس است.

دانشگاه توکیو در ژاپن، دانشگاه پکن در چین که در رتبه‌بندی تایمز هایر اجوکیشن در جایگاه‌های 43 و 42 قرار داشتند هر دو به این دسته‌بندی 20‌تایی راه پیدا کردند.

همچنین موسسه فدرال تکنولوژی زوریخ نیز از نظر کیفیت تدریس در رتبه 20 قرار گرفت. رئیس این دانشگاه اعلام کرد که کیفیت بالای تدریس یکی از مهمترین شاخص‌ها برای این دانشگاه است، که نمره بالا برای اعتبار آموزش یعنی 91.3 این ادعا را اثبات می‌کند.

رتبه کیفیت تدریسنام دانشگاهکشوررتبه کلی دانشگاه در جهاننمره کلی در جهاننمره کیفیت تدریس
1موسسه فناوری کالیفرنیاآمریکا195.295.6
2استنفوردآمریکا393.992.5
3ام آی تیآمریکا592.089.4
4کمبریجانگلیس492.888.2
5آکسفوردانگلیس294.286.5
6ییلآمریکا1287.486.5
7کلمبیاآمریکا1586.185.9
8شیکاگوآمریکا1087.985.7
9پرینستونآمریکا790.185.1
10هارواردآمریکا691.683.6
11امپریال کالج لندنانگلیس889.183.3
12پنسیلوانیاآمریکا1785.282
13توکیوژاپن4371.181.4
14کالیفرنیا، لس‌آنجلسآمریکا1685.880.8
15کالیفرنیا، برکلیآمریکا1387.280.4
16کالج لندنانگلیس1487.178.1
17کرنلآمریکا1884.077.9
18پکنچین4272.077.8
19جان هاپکینزآمریکا1187.677.6
20موسسه فدرال تکنولوژی زوریخ
سوئیس988.377

این گزارش همچنین در نموداری تعداد اساتید هز کشور را نسب به دانشجویان نشان داده است. ژاپن به ازای هر 5 دانشجو یک استاد و دانمارک و روسیه به ازای هر 7/5 دانشجو یک استاد دارند. همچنین در کشورهایی نظیر آلمان و بلژیک به ازای 35 الی 40 دانشجو یک استاد در دانشگاه‌ها تدریس می‌کند.






نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : دانشگاه، آموزش عالی،
لینک های مرتبط : خبرگزاری آنا،


یک تحقیق 15 ساله روی سه هزار استرالیایی نشان می دهد که افراد با افزایش گام هایشان در پیاده روی های روزانه، می توانند فاکتورهای سلامت را برای افزایش عمر خود فراهم کنند. 
 
به گزارش گاردین، شرکت کنندگان در این تحقیق افرادی کم تحرک با میانگین سنی 59 سال بودند. 

به گفته پروفسور 'تری دوایر' تهیه کننده گزارش تحقیق، در ابتدای اجرای این مطالعه که مشروح آن در مجله PLOS ONE منتشر شد، یک دستگاه گام شمار در اختیار هر یک از شرکت کنندگان قرار داده شد تا هر روز تعداد قدم هایی را که برمی دارند، ثبت کنند. 

در این مطالعه مشخص شد در افراد کم تحرکی که هر روز هفته را پیاده روی کردند و تعداد گام های روزانه خود را از یک هزار به 10 هزار افزایش دادند، احتمال مرگ و میر 46 درصد کاهش یافت . حتی در کسانی که پنج روز هفته پیاده روی کردند و هر روز سه هزار گام برداشتند، احتمال مرگ 12 درصد کاهش یافت. 

دوایر گفت که ارتباط میان تعداد گام های برداشته شده در هر روز با میزان مرگ و میر تا حد زیادی جدا از فاکتورهایی همچون شاخص توده بدنی و سیگار کشیدن است. 

وی افزود: این مطالعه نخستین موردی است که ارتباط میان ورزش و کاهش مرگ را در طی زمان و در افرادی که در ابتدای تحقیق سالم هستند، با استفاده از ابزار گام شمار بررسی کرد. 

براساس نتیجه این تحقیق، پیاده روی روزانه و افزایش گام ها ارتباط عکس با احتمال مرگ و میر دارد و از این رو، لازم است که ورزش یک زمینه ساز مهم افزایش طول عمر تلقی شود. 




نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : قدم زدن، پیاده روی،
لینک های مرتبط : سایت تحلیلی خبری عصر ایران،


تصویر زاغی که با یک قالب پنیر به دهان، بالای درختی نشسته و روباهی پای درخت در حال صحبت با او و در واقع گول زدن اوست، شاید برای همه‌ی ما آشنا باشد. بله این تصویر درس «روباه و زاغ» کتاب‌ درسی فارسی است و شعر معروفی که سراینده‌اش "حبیب یغمایی" معرفی شده است.

اما این شعر در واقع ترجمه‌ی منظوم حبیب یغمایی است از شعر شاعر فرانسوی قرن هفدهم یعنی «ژان دو لافونتن». 

دو ترجمه‌ی آزاد دیگر هم از این شعر در زبان فارسی منتشر شده است. آن‌طور که در کتاب «اصول فن ترجمه‌ی فرانسه به فارسی» (انتشارات سمت) آمده، "ایرج میرزا"  و "نیر سعیدی" هم این شعر را ترجمه کرده‌اند.

متن سه ترجمه‌ی موجود از این شعر در زبان فارسی در پی می‌آید:

«روباه و زاغ» / ترجمه‌ی حبیب یغمایی

زاغکی قالب پنیری دید

به دهان برگرفت و زود پرید

بر درختی نشست در راهی

که از آن می‌گذشت روباهی

روبه پرفریب و حیلت‌ساز

رفت پای درخت و کرد آواز

گفت به به چقدر زیبایی

چه سری چه دُمی عجب پایی

پر و بالت سیاه‌رنگ و قشنگ

نیست بالاتر از سیاهی رنگ

گر خوش‌آواز بودی و خوش‌خوان

نبودی بهتر از تو در مرغان

زاغ می‌خواست قار قار کند

تا که آوازش آشکار کند

طعمه افتاد چون دهان بگشود

روبهک جست و طعمه را بربود

***

«روباه و زاغ» / ترجمه‌ی ایرج میرزا

کلاغی به شاخی جای‌گیر

به منقار بگرفته قدری پنیر

یکی روبهی بوی طعمه شنید

به پیش آمد و مدح او برگزید

بگفتا: «سلام ای کلاغ قشنگ!

که آیی مرا در نظر شوخ و شنگ!

اگر راستی بود آوای تو

به‌ مانند پرهای زیبای تو!

در این جنگل اکنون سمندر بودی

بر این مرغ‌ها جمله سرور بودی!»

ز تعریف روباه شد زاغ، شاد

ز شادی بیاورد خود را به‌ یاد

به آواز خواندن دهان چون گشود

شکارش بیافتاد و روبه ربود

بگفتا که: «ای زاغ این را بدان

که هر کس بود چرب و شیرین‌زبان

خورد نعمت از دولت آن کسی

که بر گفت او گوش دارد بسی

هم‌اکنون به‌ چربی نطق و بیان

گرفتم پنیر تو را از دهان

***

«روباه و زاغ» / ترجمه‌ی نیر سعیدی

بامدادان رفت روباهی به باغ

دید بنشسته است بر بامی کلاغ

نشئه و شادی بی‌اندازه داشت

زیر منقارش پنیری تازه داشت

گفت در دل روبه پرمکر و فن

کاش بود این لقمه اندر کام من

با زبانی چرب و با صد آب و تاب

گفت پس با وی که: ای عالیجناب

از همه مرغان این بستان سری

وه! چه مه‌رویی چه شوخ و دلبری

این‌چنین زیبا ندیدم بال و پر

پر و بال توست این یا مشک تر!

خود تو دانی من نیَم اهل گزاف

گر بُرندم سر نمی‌گویم خلاف

گر تو با این بال و این پرواز خوش

داشتی بانگ خوش و آواز خوش

شهره چون سیمرغ و عنقا می‌شدی

ساکن اقلیم بالا می‌شدی

غره شد بر خود کلاغ خودپسند

خودپسند آسان فتد در دام و بند

تا که منقار از پی خواندن گشاد

لقمه‌ی چرب از دهانش اوفتاد

نغمه چون سر داد در شور و حجاز

کرد شیرین کام رند حیله‌ساز

شد نصیب آن محیل نابکار

طعمه‌ای آن‌سان لذیذ و آب‌دار

گشت روبه چون ز حیلت کامکار

داد اندرزی چو درّ شاهوار

گفت هر جا خودپسندی ساده است

چاپلوسی بر درش استاده است

آن تملق‌پیشه‌ی رند هوشمند

نان خورد از خوان مرد خودپسند

***





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 11 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...