تبلیغات
سعید رسولی | وبلاگ شخصی - مطالب سعید رسولی
 
درباره وبلاگ


دانش آموخته مهندسی مکانیک و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت مالی بوده و علاقمند به مباحث مدیریت مالی، اقتصاد و بورس هستم. امیدوارم با ارائه مطالب مرتبط با مدیریت مالی بوده بتوانم قدمی در راه بسط این موارد داشته باشم.

مدیر وبلاگ : سعید رسولی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سعید رسولی | وبلاگ شخصی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دکتر حمید قنبری

چرا در ایران به بازار بدهی نیاز داریم؟ درست به همان دلیل که در همه دنیا به بازار بدهی نیاز داریم. دلایل نیاز به بازار بدهی آنقدر واضح و روشن است که به سختی می‌توان کسی را پیدا کرد که در ضرورت وجود و توسعه چنین بازاری در ایران تردید داشته باشد. بازار بدهی می‌تواند توان تامین مالی بانک‌ها را به میزان قابل‌توجهی افزایش دهد، بازار بدهی‌ می‌تواند امکانات سرمایه‌گذاری برای اشخاص و بنگاه‌ها را بالا ببرد و علاوه‌بر اینها، بازار بدهی می‌تواند سیگنال‌ها و نشانه‌های عینی و مشخصی را برای فعالان و سیاست‌گذاران اقتصادی فراهم کند تا با استفاده از آنها تصمیمات درستی را در راستای اجرای وظایف و نقش‌های خود اتخاذ کنند.


با این حال، چرا بازار بدهی در ایران توسعه نیافته است و مشکلات جدی برای فعالیت این بازار در ایران وجود دارد؟ یکی از مهم‌ترین علت‌های شکل نگرفتن بازار بدهی در ایران، وجود نداشتن ساختارها و مفاهیم بنیادینی است که بازار بدهی ثمره آنها محسوب می‌شود. در ادامه تلاش می‌شود تا به اختصار به این ساختارها اشاره شود. یکی از مفاهیم بنیادین حقوق مالی که بسیاری از خدمات مالی مبتنی بر آن هستند، تجسد بخشیدن به بدهی‌ها یا reification of claims است. تجسد بخشیدن به بدهی یعنی اینکه بدهی را همانند یک شیء تلقی کنیم و همان‌طور که شیء را قابل معامله می‌دانیم، بدهی را نیز قابل معامله و گردش در بازار بدانیم. به‌عبارت دیگر، بدهی را بتوانیم، بخریم، بفروشیم، وثیقه بگذاریم، امانت دهیم و... نظام‌های حقوقی ابتدایی چنین امری را نمی‌پذیرند و این عملیات را فقط برای اشیای عینی ممکن می‌دانند.

به‌عنوان مثال، قانون مدنی ایران مقرر می‌دارد «بیع عبارت است از تملیک عین به عوض معلوم». هر حقوقدانی می‌داند که مقصود قانون‌گذار در این ماده این بوده است که «دِین و منفعت» را نمی‌توان با عقد بیع منتقل کرد. این یکی از کاستی‌هایی است که در حقوق ایران وجود دارد و باعث شده است که بازار بدهی را نتوان شکل داد. وقتی نتوان بدهی را خرید و فروش کرد، نمی‌توان بازار بدهی داشت. البته ممکن است گفته شود که بازار بدهی را می‌توان با مکانیزم‌های «انتقال طلب» یا «انتقال دین» انجام داد که در حقوق ایران پذیرفته شده است. در اینجا مجددا مانعی دیگر نمایانگر می‌شود که در قانون مدنی وجود دارد و آن این حکم است که «در تبدیل تعهد، وثایق و تضمینات تعهد سابق به تعهد لاحق تعلق نخواهند گرفت». به‌عبارت دیگر، اگر بدهی از شخصی به شخص دیگر منتقل شود، وثایق آن منتقل نخواهند شد و بدهی منتقل شده، بدون وثیقه خواهد بود. از آنجا که تقریبا تمامی بدهی‌‌هایی که در بازارهای مالی منتقل می‌شوند، بدهی‌های دارای وثیقه هستند و ارزش آنها نیز همان ارزش وثیقه‌های آنهاست، چنین محدودیتی که در قانون مدنی آمده است،‌ مجددا به‌عنوان مانعی در راستای شکل‌گیری بازار بدهی عمل می‌کند.

حتی اگر بتوان با شرط ضمن عقد، وثایق بدهی را منتقل کرد، باز هم این مشکل وجود دارد که انتقال طلب، دارای مکانیزم و آثار مشخصی در حقوق قراردادها نیست و ابهامات فراوانی در رابطه با آن وجود دارد. همین دشواری‌ها و عدم اطمینان‌های حقوقی است که باعث شده است نه تنها بازار بدهی، بلکه هیچ‌یک از ابزارها و خدمات مالی نوین، در ایران توسعه قابل‌توجهی نداشته باشند و از این جهت، شکل‌گیری سرمایه مالی در ایران با مانع مواجه باشد. نبود مفاهیمی همچون تراست (که مهم‌ترین و اساسی‌ترین مفهوم در بازارهای مالی است و بدون آن تصور بازارهای مالی توسعه یافته هم دشوار است)، تجسد بخشیدن به بدهی‌ها، ضمانت به‌عنوان یک کسب‌و‌کار قانونی و مشروع و نه به‌عنوان یک عقد احسانی و مبتنی بر لطف و نیکوکاری، تهاتر و تسویه‌های قراردادی و مالی (در مقابل تهاتر قهری) و مفاهیم دیگری از این دست، روی هم رفته باعث شده‌اند که بنیادهای حقوقی ایجاد بازار بدهی در ایران وجود نداشته باشد و در هر مرحله‌ای از ایجاد این بازارها، با موانع و ابهامات بسیاری روبه‌رو باشیم. به‌عبارت دیگر، مساله این نیست که ما در ایران، ظرفیت درک بازارهای مالی را نداشته باشیم یا سطح هوش و دانش فعالان بازارهای مالی در ایران، پایین‌تر از سایر کشورهای دنیا یا حتی برخی از کشورهای همسایه که در این زمینه‌ها نسبت به ما پیشرو هستند باشد، بلکه مساله این است که در سایر کشورها برای ایجاد این بازارها نیاز به یکسری زیرساخت‌های حقوقی و نهادی هست که متاسفانه در ایران، آن زیرساخت‌های حقوقی و نهادی وجود ندارد و دولت نیز اگر به‌دنبال ایجاد این بازارهاست، باید زیرساخت‌ها را فراهم کند و به فعالان بازار اطلاع دهد که زمین بازی برای ایجاد چنین بازارهایی فراهم است. آن‌گاه فعالان بازار اعم از دولتی و خصوصی، خود می‌دانند که چگونه در این زمین بازی کنند.





نوع مطلب :
برچسب ها : بازار بدهی،
لینک های مرتبط :


تایمز هایر اجوکیشن 20 دانشگاهی که از نظر کیفیت تدریس در جهان برتر هستند را معرفی کرده است، کشورهایی نظیر آمریکا، انگلیس، ژاپن، چین و سوئیس جایگاهی در این لیست دارند.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری آنا، تایمز هایر اجوکیشن یک لیست 20 تایی از دانشگاه‌هایی که بهترین کیفیت تدریس را ارائه می‌دهند اعلام کرده است. در این لیست به غیر از آمریکا و انگلیس، چین، ژاپن و سوئیس تنها کشورهایی هستند که توانستند هر کدام با یک نماینده جز 20 دانشگاه برتر از نظر کیفیت تدریس باشند.

آمریکا 13 جایگاه را از آن خود کرده است، سپس انگلیس با 4 جایگاه در رتبه دوم قرار دارد. سه جایگاه باقی مانده نیز از آن چین، ژاپن و سوئیس است، لازم به ذکر است امسال استرالیا نتوانست مانند سال‌های قبل جایی در این رتبه‌بندی داشته باشد.

موسسه تکنولوژی کالیفرنیا (Caltech) بالاترین نمره کیفیت تدریس را در بین دانشگاه‌های جهان کسب کرد. دانشگاه استنفورد و موسسه تکنولوژی ماساچوست (ام آی تی) در رتبه‌های دوم و سوم قرار گرفتند.

همچنین دانشگاه‌های انگلیسی آکسفورد و کمبریج اولین دانشگاه‌های غیر آمریکایی بودند که در ادامه این فهرست و در رتبه‌های 4 و 5 قرار گرفتند.

این گزارش تأکید کرد که در آمریکا روش تدریس و اداره دانشگاه‌ متمایل به داشتن کلاس‌های کوچک‌تر اما با مدت زمان یا دفعات بیشتر نسبت به دانشگاه‌های انگلیس است. البته عملکرد آکسفورد و کمبریج اندکی متفاوت از سایر دانشگاه‌های انگلیس است.

دانشگاه توکیو در ژاپن، دانشگاه پکن در چین که در رتبه‌بندی تایمز هایر اجوکیشن در جایگاه‌های 43 و 42 قرار داشتند هر دو به این دسته‌بندی 20‌تایی راه پیدا کردند.

همچنین موسسه فدرال تکنولوژی زوریخ نیز از نظر کیفیت تدریس در رتبه 20 قرار گرفت. رئیس این دانشگاه اعلام کرد که کیفیت بالای تدریس یکی از مهمترین شاخص‌ها برای این دانشگاه است، که نمره بالا برای اعتبار آموزش یعنی 91.3 این ادعا را اثبات می‌کند.

رتبه کیفیت تدریسنام دانشگاهکشوررتبه کلی دانشگاه در جهاننمره کلی در جهاننمره کیفیت تدریس
1موسسه فناوری کالیفرنیاآمریکا195.295.6
2استنفوردآمریکا393.992.5
3ام آی تیآمریکا592.089.4
4کمبریجانگلیس492.888.2
5آکسفوردانگلیس294.286.5
6ییلآمریکا1287.486.5
7کلمبیاآمریکا1586.185.9
8شیکاگوآمریکا1087.985.7
9پرینستونآمریکا790.185.1
10هارواردآمریکا691.683.6
11امپریال کالج لندنانگلیس889.183.3
12پنسیلوانیاآمریکا1785.282
13توکیوژاپن4371.181.4
14کالیفرنیا، لس‌آنجلسآمریکا1685.880.8
15کالیفرنیا، برکلیآمریکا1387.280.4
16کالج لندنانگلیس1487.178.1
17کرنلآمریکا1884.077.9
18پکنچین4272.077.8
19جان هاپکینزآمریکا1187.677.6
20موسسه فدرال تکنولوژی زوریخ
سوئیس988.377

این گزارش همچنین در نموداری تعداد اساتید هز کشور را نسب به دانشجویان نشان داده است. ژاپن به ازای هر 5 دانشجو یک استاد و دانمارک و روسیه به ازای هر 7/5 دانشجو یک استاد دارند. همچنین در کشورهایی نظیر آلمان و بلژیک به ازای 35 الی 40 دانشجو یک استاد در دانشگاه‌ها تدریس می‌کند.






نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : دانشگاه، آموزش عالی،
لینک های مرتبط : خبرگزاری آنا،


یک تحقیق 15 ساله روی سه هزار استرالیایی نشان می دهد که افراد با افزایش گام هایشان در پیاده روی های روزانه، می توانند فاکتورهای سلامت را برای افزایش عمر خود فراهم کنند. 
 
به گزارش گاردین، شرکت کنندگان در این تحقیق افرادی کم تحرک با میانگین سنی 59 سال بودند. 

به گفته پروفسور 'تری دوایر' تهیه کننده گزارش تحقیق، در ابتدای اجرای این مطالعه که مشروح آن در مجله PLOS ONE منتشر شد، یک دستگاه گام شمار در اختیار هر یک از شرکت کنندگان قرار داده شد تا هر روز تعداد قدم هایی را که برمی دارند، ثبت کنند. 

در این مطالعه مشخص شد در افراد کم تحرکی که هر روز هفته را پیاده روی کردند و تعداد گام های روزانه خود را از یک هزار به 10 هزار افزایش دادند، احتمال مرگ و میر 46 درصد کاهش یافت . حتی در کسانی که پنج روز هفته پیاده روی کردند و هر روز سه هزار گام برداشتند، احتمال مرگ 12 درصد کاهش یافت. 

دوایر گفت که ارتباط میان تعداد گام های برداشته شده در هر روز با میزان مرگ و میر تا حد زیادی جدا از فاکتورهایی همچون شاخص توده بدنی و سیگار کشیدن است. 

وی افزود: این مطالعه نخستین موردی است که ارتباط میان ورزش و کاهش مرگ را در طی زمان و در افرادی که در ابتدای تحقیق سالم هستند، با استفاده از ابزار گام شمار بررسی کرد. 

براساس نتیجه این تحقیق، پیاده روی روزانه و افزایش گام ها ارتباط عکس با احتمال مرگ و میر دارد و از این رو، لازم است که ورزش یک زمینه ساز مهم افزایش طول عمر تلقی شود. 




نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها : قدم زدن، پیاده روی،
لینک های مرتبط : سایت تحلیلی خبری عصر ایران،


تصویر زاغی که با یک قالب پنیر به دهان، بالای درختی نشسته و روباهی پای درخت در حال صحبت با او و در واقع گول زدن اوست، شاید برای همه‌ی ما آشنا باشد. بله این تصویر درس «روباه و زاغ» کتاب‌ درسی فارسی است و شعر معروفی که سراینده‌اش "حبیب یغمایی" معرفی شده است.

اما این شعر در واقع ترجمه‌ی منظوم حبیب یغمایی است از شعر شاعر فرانسوی قرن هفدهم یعنی «ژان دو لافونتن». 

دو ترجمه‌ی آزاد دیگر هم از این شعر در زبان فارسی منتشر شده است. آن‌طور که در کتاب «اصول فن ترجمه‌ی فرانسه به فارسی» (انتشارات سمت) آمده، "ایرج میرزا"  و "نیر سعیدی" هم این شعر را ترجمه کرده‌اند.

متن سه ترجمه‌ی موجود از این شعر در زبان فارسی در پی می‌آید:

«روباه و زاغ» / ترجمه‌ی حبیب یغمایی

زاغکی قالب پنیری دید

به دهان برگرفت و زود پرید

بر درختی نشست در راهی

که از آن می‌گذشت روباهی

روبه پرفریب و حیلت‌ساز

رفت پای درخت و کرد آواز

گفت به به چقدر زیبایی

چه سری چه دُمی عجب پایی

پر و بالت سیاه‌رنگ و قشنگ

نیست بالاتر از سیاهی رنگ

گر خوش‌آواز بودی و خوش‌خوان

نبودی بهتر از تو در مرغان

زاغ می‌خواست قار قار کند

تا که آوازش آشکار کند

طعمه افتاد چون دهان بگشود

روبهک جست و طعمه را بربود

***

«روباه و زاغ» / ترجمه‌ی ایرج میرزا

کلاغی به شاخی جای‌گیر

به منقار بگرفته قدری پنیر

یکی روبهی بوی طعمه شنید

به پیش آمد و مدح او برگزید

بگفتا: «سلام ای کلاغ قشنگ!

که آیی مرا در نظر شوخ و شنگ!

اگر راستی بود آوای تو

به‌ مانند پرهای زیبای تو!

در این جنگل اکنون سمندر بودی

بر این مرغ‌ها جمله سرور بودی!»

ز تعریف روباه شد زاغ، شاد

ز شادی بیاورد خود را به‌ یاد

به آواز خواندن دهان چون گشود

شکارش بیافتاد و روبه ربود

بگفتا که: «ای زاغ این را بدان

که هر کس بود چرب و شیرین‌زبان

خورد نعمت از دولت آن کسی

که بر گفت او گوش دارد بسی

هم‌اکنون به‌ چربی نطق و بیان

گرفتم پنیر تو را از دهان

***

«روباه و زاغ» / ترجمه‌ی نیر سعیدی

بامدادان رفت روباهی به باغ

دید بنشسته است بر بامی کلاغ

نشئه و شادی بی‌اندازه داشت

زیر منقارش پنیری تازه داشت

گفت در دل روبه پرمکر و فن

کاش بود این لقمه اندر کام من

با زبانی چرب و با صد آب و تاب

گفت پس با وی که: ای عالیجناب

از همه مرغان این بستان سری

وه! چه مه‌رویی چه شوخ و دلبری

این‌چنین زیبا ندیدم بال و پر

پر و بال توست این یا مشک تر!

خود تو دانی من نیَم اهل گزاف

گر بُرندم سر نمی‌گویم خلاف

گر تو با این بال و این پرواز خوش

داشتی بانگ خوش و آواز خوش

شهره چون سیمرغ و عنقا می‌شدی

ساکن اقلیم بالا می‌شدی

غره شد بر خود کلاغ خودپسند

خودپسند آسان فتد در دام و بند

تا که منقار از پی خواندن گشاد

لقمه‌ی چرب از دهانش اوفتاد

نغمه چون سر داد در شور و حجاز

کرد شیرین کام رند حیله‌ساز

شد نصیب آن محیل نابکار

طعمه‌ای آن‌سان لذیذ و آب‌دار

گشت روبه چون ز حیلت کامکار

داد اندرزی چو درّ شاهوار

گفت هر جا خودپسندی ساده است

چاپلوسی بر درش استاده است

آن تملق‌پیشه‌ی رند هوشمند

نان خورد از خوان مرد خودپسند

***





نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 22 مهر 1394 :: نویسنده : سعید رسولی

دكتر علی دادپی - اقتصاددان و استاد دانشگاه

هزینه واقعی مباحثات مربوط به برجام و وقت کشی در فرآیند تصویب آن تنها با گذشت زمان مشخص می شود و ملت ایران پرداخت کننده هزینه اصلی این تاخیرهاست.

وقت آن است که سیاستمداران با مفهومی بنام هزینه فرصت در فرآیند تصمیم گیری و سیاستگذاری آشنا بشوند.  هزینه فرصت عبارت است از منافع و منابع ناشی از گزینه هایی غیر از گزینه انتخابی. در واقع بدلیل انتخابی که می کنیم منافع ناشی از گزینه های دیگر را بدست نخواهیم آورد. در هر شرایطی و در هر لحظه ای انسانها، نهادها، بنگاهها و دولتها در حال انتخاب گزینه هایشان هستند و در نتیجه هزینه فرصت ایجاد می کنند.

زمانی که سیاستمداران باید تصمیم بگیرند یا یکی از گزینه های موجود را انتخاب می کنند یا به بحث درباره گزینه های موجود می پردازند. مباحثه و فرآیند تبادل اطلاعات جهت ایجاد وحدت و هم زبانی و هم رایی درباره سیاست اتخاذ شده لازم و ضروریست. و اصولا هدف از فرآیند مردمسالاری و بحث همین بهینه سازی تصمیمات از طریق حداکثرسازی استفاده از اطلاعات است. با این حال نباید از این نکته غافل شد که بعضی اوقات مباحثات فرصتیست برای پافشاری بر باورهای سیاسی و اعتقادات. بسیاری از این فرصت برای مخالفت به بهانه های ایدئولوژیک استفاده می کنند تا به هر قیمتی دربرابر تغییری که با آن آشنا نیستند مقاومت کرده باشند. اینجاست که باید از خود بپرسیم آیا هزینه فرصت ناشی از منابعی که از دست می رود اجازه چنین کاری را می دهد؟

مانند هر فرآیند دیگری در بحث درباره سیاستگذاری نقطه بهینه ای وجود دارد که منافع حاصل از مباحثه بعد از آن از هزینه ادامه مباحثه کمتر است. پس از این نقطه دیگر ادامه مباحثه فقط هزینه خالص دارد. نکته ای که بسیاری از سیاستمداران شیفته تریبون و دوربین فراموش می کنند این است که هزینه فرصت منابعی که از دست می رود در بهترین حالت قابل تخمین است و هزینه واقعی چه بسا بیشتر از تخمینهای ما باشند. در این شرایط کشور در حال نوشتن چک سفید امضا از منابعیست که صرف سیاست زدگی فرآیند سیاستگذاری می شود. گذشت زمان و تحولات اقتصادی هستند که هزینه واقعی و حجم واقعی منابع تلف شده را نشان می دهند.

امروز به سلامتی و میمنت مجلس محترم کلیات طرح برجام را به تصویب رسانید. حالا می توانیم خوشحال باشیم که از یک خوان از هفت خوان گذشتیم. پس از دو سال و اندی مذاکرات سرسختانه و صرف منابع بسیار و تحمل فشار تحریمها حالا برجام به اجرایی شدن یک گام نزدیک تر شده است. با اینحال نمی توان فراموش کرد که هر مرحله هزینه فرصت خاص خود را به اقتصاد کشور تحمیل کرده است. مجموعه این هزینه های آشکار و پنهان هزینه واقعی فرآیند تصویب را تعیین خواهند کرد. در هر تاخیر، در هر حرکت افراطی، در هر سخنی که نه از سر دلسوزی بلکه از سر سیاست زدگی زده می شود برای کشور و منابع محدود آن هزینه های گزافی وجود دارد. هزینه هایی که از حاشیه سود برجام و منافع ناشی از آن می کاهد و جنب و جوش اقتصادی را بی رمق می کند.

فراموش نکنیم در شرایطی که رشد اقتصادی پیش بینی شده  منفی است و شوک اقتصادی ناشی از برجام در فضای روانی کسب و کار در جامعه میرا شده است، اقتصاد به مانند بیماریست محتاج آب. می توان درباره سلامت و تمییزی لیوان کمی بحث کرد ولی نه آنقدر که بیمار را به کشتن بدهد. ما خیلی وقت است که از نقطه بهینه مباحثات گذشته ایم. به لطف خدا با تسلط مخالفان برجام بر رسانه ملی همه از نقطه نظرات و هشدارهای ایشان آگاهند و آنها را در مرحله اجرا رعایت خواهند کرد. آیا وقت آن نرسیده است که بجای تاکید موضع و بر موضع بودن بکوشیم از این فرصت که دوره بهره برداری از آن رو به اتمام است استفاده کنیم؟

کاش کسی به این مخالفان یادآور شود درحالی که می دانیم هزینه گزافی بواسطه این تاخیرهای به اقتصاد کشور تحمیل می شود، هزینه واقعی کارهای آنها تنها با گذشت زمان مشخص می شود. ملتی این هزینه ها را می پردازد که ایشان قرار است منافعش را هم در فرآیند تصمیم گیری بخاطر داشته باشند. ملتی که همین الان هم هزینه بی اندامی ها و کوته فکری های زیادی را پرداخت کرده است.






نوع مطلب : اقتصاد، 
برچسب ها : اقتصاد، هزینه فرصت، سیاست،
لینک های مرتبط : سر خیابان فرصت (وبلاگ دكتر علی دادپی)،




( کل صفحات : 11 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...