تبلیغات
سعید رسولی | وبلاگ شخصی - مطالب ابر مدیریت مالی
 
درباره وبلاگ


دانش آموخته مهندسی مکانیک و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت مالی بوده و علاقمند به مباحث مدیریت مالی، اقتصاد و بورس هستم. امیدوارم با ارائه مطالب مرتبط با مدیریت مالی بوده بتوانم قدمی در راه بسط این موارد داشته باشم.

مدیر وبلاگ : سعید رسولی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سعید رسولی | وبلاگ شخصی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

محمد شریفی کارشناس ارشد مدیریت مالی از دانشگاه شهید بهشتی بوده و مطلب جالبی درخصوص موسسات اعتبارسنجی در پایگاه اطلاع رسانی صنعت منتشر کرده اند:

این روزها یکی از مهمترین اخبار اقتصادی جهان کاهش رتبه اعتباری  آمریکا توسط یک شرکت اعتبار سنجی است. این اقدام موجب کاهش شدید شاخص سهام در بازار های بین المللی شده است. تنزل قیمت نفت هم از دیگر تبعات این قضیه بوده است. وزیر دارایی آمریکا اقدام شرکت اعتبارسنجی مذکور را عملی وحشتناک توصیف کرد. کارشناسان هزینه این کاهش اعتبار را تا صد هزار میلیارد دلار ذکر کرده اند. اما در کنار این همه غوغا و جنجال حاصل از اعلام نظر یک شرکت خصوصی، این سوال شاید برای شما پیش آمده باشد که مفهوم رتبه اعتباری دقیقاً چیست و شرکت های اعتبار سنجی یا چگونه عمل می کنند. در ادامه به این سوالات جواب خواهیم داد.

موسسات «اعتبار سنجی» یا همان credit rating شرکتهایی هستند که مسئولیت بررسی توانایی ناشران اوراق بهادار را در ایفای تعهدات مالیشان دارند. قاعدتاً ناشر می تواند دولت، ارگان های دولتی و یا شرکت های خصوصی باشد.همین جا این توضیح را اضافه کنم که منظور از ناشر علاوه بر ناشران اوراق قرضه و اواق بهادار، تمام کسانی که از طرق مختلف مثل دریافت وام، تامین اعتبار می کنند هم می باشد. در گذشته سرمایه گذاران یا موسسات اعتبار دهنده مشتریان اصلی شرکتهای اعتبارسنجی بوده اند. اما اکنون ناشران و وام گیرندگان هستند که با مراجعه به یک شرکت اعتبارسنجی و پرداخت هزینه، درخواست بررسی و رتبه بندی خود یا اوراق منتشر شده شان را می دهند و اطلاعات مربوط به درجه اعتباری آنها به رایگان در اختیار سرمایه گذاران و خریداران اوراق قرار می گیرد.


چرا به اعتبارسنجها نیاز داریم؟

اینجا این سوال پیش می آید چرا شرکتهای اعتبارسنجی و اطلاعات آنها این قدر اهمیت دارند و چرا ناشران برای ارزیابی شدن توسط آنها پول پرداخت می کنند و چرا سرمایه گذاران تا این حد به اطلاعات آنها نیاز دارند.

1. سرمایه­ گذاران به سراغ رتبه بندی های اعتباری می روند تا اطلاعات کاملتری در مورد ریسک سرمایه گذاری خود داشته باشند. مطمئنا بین بازده و ریسک هر سرمایه گذاری برای هر سرمایه گذار رابطه مستقیم وجود دارد. هر کس انتظار دارد بابت ریسکی که متحمل می شود عایدی بیشتری داشته باشد. پس احتمال پرداخت به موقع تعهدات مالی یک موسسه ناشر برای سرمایه گذار بسیار مهم است. خب این همان رتبه اعتباری شرکت است. شرکت های اعتبارسنجی باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می شوند. علاقه مندان به سرمایه گذاری در یک پروژه یا خریداران اوراق قرضه معمولا گروه های متنوعی هستند. قاعدتا همه توان تجزیه تحلیل دقیق صورتهای مالی ناشر و یا بررسی بودجه یک کشور را ندارند. موسسات اعتبارسنجی با بررسی شرایط و مستندات مالی ناشر و ارائه یک رتبه مشخص کمک می کنند تا همه سرمایه گذاران با داشتن اطلاعات نسبتا کامل در مورد ریسک اوراق مورد نظر بتوانند فرایند تصمیم گیری صحیحی داشته باشند.

2.ناشران اوراق بهادار بیشتر از سرمایه گذاران احتیاج به مشخص شدن رتبه اعتباریشان دارند. در درجه اول برای آنکه این رتبه موجب  مدیریت ریسک و رتبه ­بندی اعتباری داخلی می شود و سرمایه پذیران به چند و چون کار خود پی می برند. از آن مهمتر این رتبه بندی موجب می شود تا قیمت ورقه منتشر شده به طور مناسب و عادلانه تعیین شود و مشتریان اوراق، آسان تر قیمت آن را بپذیرند و همچنین خیالشان از بابت انطباق با الزامات قانونی راحت باشد.


مکانیزم عمل رتبه بندی به صورت نمودار زیر می باشد:


اعتبارسنجی




شرکت های اعتبارسنجی

شرکتهای اعتبارسنجی متعددی در دنیا فعالیت می کنند. اما معروفترین و مهمترین آنها سه شرکت S&P ، MOODY’S و Fitch می باشند.

شرکتS&P درسال 1941 از طریق ادغام Poor's Publishing  و Standard Statistics تاسیس شد. شرکت هم اکنون دارای اطلاعات زیادی درمورد ابزارها و بازارهای مالی است . S&P اطلاعاتهای سرمایه گذاری ، ارزش گذاری و تحلیلگری خود را به فروش می رساند . معروفترین محصول آنها همان شاخص 500 S&P است.

خدمات سرمایه گذاران Moody’s  شامل رتبه بندی ، تحقیق و تحلیل ریسک Moody’s Investor Services  برای اوراق بدهی می باشد. این مجموعه 17 نمایندگی درسراسر جهان دارد و رتبه بندی اعتباری اوراق بدهی بیش از 100 کشور را انجام می دهد.  Moody’s همچون S&P از ترکیبی از فاکتور های کمی و کیفی برای رتبه بندی استفاده می کند.

سومین شرکت بزرگ رتبه بندی Fitch Reding نام دارد که بیش از 75 کشور حیطه فعالیتهای آن را در بر می­گیرد. همچون سایر آژانس های رتبه بندی Fitch نیز سطح وسیعی از اوراق بدهی شرکتها ، موسسات مالی ، شهرداریها ، شرکتهای بیمه و دولتها را پوشش می دهد . درسال 1997 Fitch توسط Fimalie   ، شرکت ارائه کننده خدمات حمایتی کسب وکار در پاریس بطور کامل تصاحب شد. بعدها از سال 2000 این شرکت بازار رتبه بندی خود را با تصاحب شرکت Duff & phelps   ، یک شرکت رتبه بندی آمریکایی ، گسترش داد. بمنظور تعیین رتبه دولت­ها ، شرکت Fitch ابتدا یک پرسش نامه ای حاوی سوالاتی درمورد اطلاعات خصوصی درباره سطح بدهی ودیدگاه آنها درباره میزان توان آن در پرداخت بدهی هایش برای کشور مورد بررسی می فرستد. هدف از این اقدام بدست آوردن داده های حساس غیرعمومی است که بعداً چارچوب مصاحبه هایشان را براساس این اطلاعات تنظیم می کنند.

جالب اینجاست که بازار رتبه سنجی اعتباری به طور تقریبی در انحصار چند شرکت است و در حال حاضر شرکت دیگری نیست که بتواند به رقابت با این سه غول اعتبارسنجی بپردازد. شرکت های کوچکتر که در زمینه رتبه بندی فعالیت دارند معمولا جهت کسب حسن شهرت و به دست آوردن دل ناشران اوراق بهادار رتبه اعتباری اوراق آنها را یک یا دو درجه بالاتر از سه شرکت اصلی رتبه بندی اعلام می کنند.


رتبه های اعتباری

رتبه های اعتباری سه آژانس اصلی رتبه دهی متفاوت است. هم از حیث معیارهای رتبه دهی و همچنین از لحاظ نماد. جدول زیر شمایی از رتبه های مختلفیست که این شرکت ها با توجه به احتمال پرداخت تعهدات مالی ناشران در  موعد مقرر نسبت می دهند.


رتبه سنجی اعتباری

عوامل تاثیرگذار در رتبه اعتباری

مهمترین عواملی که در رتبه اعتباری تاثیر می گذارند عبارتند از:

سابقه رفتار پرداخت اقساط: اعلان ورشکستگی و یا عدم پرداخت اقساط می تواند بر رتبه اعتباری تاثیر هر چه این اتفاق به زمان حال نزدیکتر باشد تاثیر آن در کاهش رتبه بیشتر است.

مقدار بدهی : در صورتیکه میزان بدهی ناشر از سقف اعتباری وی نزد بانک بیشتر باشد تاثیر شدیدی بر رتبه اعتباری می گذارد.

سابقه اعتباری: هرچه مدت فعالیت حساب بیشتر باشد ، تاثیر بهتری بر رتبه اعتباری می گذارد.

نوع اعتبار: دریافت وام از موسسات مالی معمولا رتبه اعتباری را کاهش می دهد. 


رتبه اعتباری ایران

موسسه اعتبارسنجی CI  که یک موسسه رتبه سنجی بین المللی و حوزه فعالیتش بازارهای نوظهور و به خصوص بازارهای منطقه خاورمیانه است اعلام نموده رتبه اعتباری ایران برای تعهدات بلند مدت ارزی –BB و برای تعهدات ریالی بلندمدت +BB است. همچنین این موسسه رتبه اعتباری ایران برای تعهدات کوتاه مدت ارزی و ریالی B توصیف نمود.

در پایان


بنگاه های اعتبارسنجی  با کمک به کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین اعتبار دهنده و سرمایه گذار از یک سو و ناشر اوراق بهادار از سوی دیگر نقش کلیدی در بازارهای مالی ایفا می کند. این کمک ها هم در زمینه  تعیین درجه اعتبار شرکت ها  (ریسک شرکتی) و هم کشور (ریسک سیاسی)  صورت می گیرد.

رتبه­ بندی­ها نوعی خاصیت چسبندگی دارند، بنابراین وقتی تغییر می کنند ، عکس العمل بیش از حد از خود نشان می دهند. این عکس العمل  افراطی ممکن است باعث تشدید  بحرانهای مالی اخیر شده باشد  و در نهایت باعث عدم ثبات و افزایش درگیری و مشکلات برون مرزی شود. علاوه بر آن ، تمایل کشورها برای حفظ درجه اعتباری خود در یک سطح معین ممکن است باعث ایجاد یک سری  سیاست های سخت گیرانه در زمینه اقتصاد کلان شود  که این امر احتمالاً آنهارا از برخی مزیت های سرمایه گذاری و رشد باز خواهد داشت.

ورشکستگی های اخیر  World-Com و Enron  باعث ایجا تحرک در زمینه های قانونگذاری اوراق بهادار در ارتباط با آژانس های رتبه بندی شده است.


اقداماتی که در زمینه های قانونی برای کاهش مشکلات مربوط به رتبه بندی شده  را می توان به دو اقدام خلاصه کرد.


- قانون اصلاح آژانس های رتبه  بندی  اعتباری مصوب سپتامبر 2006 در ایالات متحده


- ضوابط راهنمای سازمان بین المللی کمیسیون اوراق بهادار





نوع مطلب :
برچسب ها : مدیریت مالی، رتبه اعتباری،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 13 بهمن 1394 :: نویسنده : سعید رسولی

مطلبی جالب از دکتر علی سرزعیم  که در مجله "بازار و سرمایه"  شماره 41 و 42  (مرداد و شهریور 1392) منتشر گردیده و در آن واقعیت رشته "مدیریت مالی" در جهان با آنچه که در ایران تدریس می گردد مقایسه شده است.


به نظر می­رسد زمانی که علم فایناس به ایران وارد شد به دنبال یافتن معادلی برای این کلمه بودند و آن را “مدیریت مالی” ترجمه کردند در حالیکه کاملا قابل قبول بود که آن را اقتصاد مالی ترجمه کنند. ظاهرا اینگونه ترجمه سرنوشت این رشته را نیز به سمت و سوی دیگری رقم زد. وقتی فاینانس مدیریت مالی ترجمه شد، آن را حوزه ­ای از رشته مدیریت قلمداد کردند و جایگاه آن را در رشته مدیریت تشخیص دادند. اگر فاینانس اقتصادمالی ترجمه می­شد قاعدتا در دانشکده­های اقتصاد می­نشست. درست است که یکی از کارکردهای (
function) هر مدیر مدیریت مالی بنگاه است، اما این به معنای آن نیست که رشته فاینانس زیرمجموعه رشته مدیریت باشد. رشته مدیریت (همانند رشته علوم سیاسی) از جمله علوم مصرف­ کننده است و از علوم اجتماعی پایه یعنی روانشناسی، جامعه ­شناسی، حقوق، اقتصاد و فاینانس بهره­ می­برد اما این به آن معنی نیست که این رشته­ ها زیرمجموعه رشته مدیریت هستند. اینها رشته­ های مستقلی هستند که یافته ­های­شان به کار رشته مدیریت نیز می­آید.

رشته فاینانس از دل رشته اقتصاد بیرون آمده ولی به مرور زمان آن­چنان بسط و گسترش یافت که اینک تاحدود زیادی مستقل گردیده اما این به آن معنی نیست که ارتباط وثیق این دو رشته گسسته شده باشد. در حال حاضر در بیشتر دانشگاه­های دنیا این دو رشته کنار هم و در یک مدرسه (school) قرار می­گیرند. گاه یک مدرسه تجاری (Business School) میزبان این دو رشته و رشته مدیریت می­شود و آنها را در کنار هم می­نشاند تا از همپوشانی آنها بهره ­برداری نماید. در بسیاری از دانشگاه ­های دنیا دروس سال اول دانشجویان دکترا در رشته­ های فاینانس و اقتصاد یا مشترک و یا تا حدود زیادی مشترک است. غالبا درس اقتصاد خرد پیشرفته و اقتصادسنجی پیشرفته به طور مشترک به هر دو رشته تدریس می­شود و دانشجویان دکترا در رشته فاینانس به جای درس اقتصاد کلان، درس قیمت­ گذاری دارایی پیشرفته را در سال اول فرا می­گیرند.

مشکل رشته فاینانس از آنجا آغاز شد که وقتی این رشته در دانشکده مدیریت قرار گرفت، اساتید حسابداری بر این رشته مسلط شدند و این رشته رنگ­ وبوی حسابداری گرفت. این شاید به دلیل ضعف دانشگاه­ها در داشتن استاد در رشته فاینانس بوده اما قرارگرفتن آن در دانشکده ­های مدیریت قطعا بی­ تاثیر نبوده است. هیمنه اساتید حسابداری موجب گردیده تا این رشته بیش از آنکه رشته ­ای محاسباتی باشد رشته ­ای با ماهیت حسابداری گردد. همه به خوبی می­دانیم که در رشته حسابداری بیشترین ریاضیات مورد استفاده اگر دو عمل اصلی نباشد حداکثر چهار عمل اصلی است. در حالیکه رشته مدیریت مالی به شرحی که خواهد آمد رشته ­ای است بیش از پیش ریاضی شده. نتیجه این وضعیت آن گردید دانشجویان رشته مدیریت و گاه حسابداری جذب این رشته شوند و از آنجا که معمولا علاقه، تبحر و مزیت این دانشجویان در عرصه ­هایی غیر از ریاضیات محض است، تغییر ماهیت این رشته تشدید شد. اساتیدی با گرایش حسابداری در این رشته دانشجویانی را تربیت کردند که آنها نیز رشته مدیریت مالی را رشته ­ای غیرریاضی می­دیدند و حداکثر ریاضیات و آمار را در اقتصادسنجی مالی تجربه می­کردند. شاهد مثال آنست که ندرتا کسانی در گرایش اقتصادسنجی مالی تخصص می­یابند و اگر کسی در این رشته متبحر باشد می­تواند جایگاه ممتازی در دانشکده­ های مدیریت مالی بیابد. شاهد مثال دوم اشاعه رویکرد مالی رفتاری در ایران است. این رویکرد در واقع رویکرد روانشناسانه به بحث­های مالی است و در واقع کاربرد یافته­ های گرایش روانشناسی تصمیم­ گیری در علم اقتصاد (اقتصاد رفتاری) و علم فاینانس (مالی رفتاری) می­باشد. از آنجا که در این رویکرد به هیچ ­عنوان از ریاضیات استفاده نمی­شود و مسائل بیشتر مبتنی بر آزمایش (Experiment) و تشریح است ، این گرایش به سرعت در ایران رشد کرد. برای نگارنده جالب و موجب تعجب بود که در بسیاری از دانشکده ­های فاینانس دنیا افراد زیادی روی این حوزه کار نمی­کنند که حکایت از نیافتن جایگاه مطمئن در میان اساتید رشته فاینانس دارد. اما در ایران به سرعت این گرایش مطرح شد و مطالب مرتبط آموزش داده شد و حتی مقالات و کتاب­هایی در این عرصه تالیف و ترجمه گردید و همه آشنایی حداقلی از محتوای آن دارند.

رشته مدیریت مالی در گذشته ­های دور به حسابداری نزدیک بود و مفاهیم آن صرفا در حد آن چیزی بود که امروز در درس مدیریت مالی ۱ و ۲ گفته می­شود اما در طی ۳۰ گذشته تحولات اساسی در این رشته رخ داده است. در واقع آنچه که در این رشته رخ داده انعکاس آن چیزی است که در بازارهای مالی دنیا صورت گرفته است. واقعیت امر آنست که از دهه هفتاد میلادی تا اوایل قرن بیستم، نوآوری­های مالی زیادی صورت گرفت و ابزارهای جدید مالی به بازارهای مالی راه یافت. حذف مقررات و گسترش شیوه­ های ارتباطی نظیر اینترنت و تقویت قدرت و سرعت ریزپردازنده­ ها و اشاعه کامپیوترهای شخصی موجب شد تا مفاهیم و ابزارهای مالی جدیدی به سرعت فراگیر شود و در بازارهای مالی به کار بسته گردند. این امر ضرورت مدل­سازی و محاسباتی را فراهم آورد که بی­سابقه بود. در نتیجه انبوه افرادی که در رشته ریاضیات محض تحصیل کرده بودند به بازارهای مالی و نهادهای مالی کشیده شدند. همزمان مهندسین، فارغ التحصیلان فیزیک، مهندسین کامپیوتر همگی در بازارهای مالی تحت عنوان “مهندسی مالی” به کار گرفته شدند چرا که اینک فعالیت­های مالی نیازمند طراحی، محاسبه و اجرای مدل­های کمی بود که دیگر نمی­شد بر اساس شهود شخصی و مدیریتی در مورد آن تصمیم­گیری کرد. عرصه آکادمیک نیز متناسب با این تحولات تغییر یافت. افراد زیادی با دکترای ریاضی وارد حوزه فاینانس (و حتی اقتصاد) شدند و این رشته­ ها به شکل بی­سابقه ­ای ریاضی و کمی گردید. اگر سی­ سال قبل می­شد مقالاتی در مجلات علمی یافت که صرفا متن باشد امروز دیگر امری غیرممکن شده است. هر حرف و ادعایی جز با وجود یک مدل تئوریک و تایید یک بررسی آماری امکان طرح ندارد. در نتیجه سیلابس رشته فاینانس نیز هم­پای این تحولات به روز گردید. اینک دانشجویان این رشته در مقطع کارشناسی ارشد پیش از هرچیز در زمینه ریاضیات محض یعنی تئوری احتمال، تئوری اندازه، توپولوژی و فرآیندهای تصادفی درس­هایی را می­گذرانند. سپس هر مباحث اعم از مشتقات و یا اوراق قرضه بر اساس مدل­های مبتنی بر معادلات دیفرانسیل تصادفی نوشته و حل می­شود. برای حل آنها نیز از روش­های عددی استفاده می­شود. طبیعی است که برای حل عددی بسیاری از مدل­ها، گریزی جز برنامه­ نویسی کامپیوتری نیست. در نتیجه تسلط بر برخی نرم ­افزارها نظیر MATLAB و یا R جزو ضروریات هر رشته گردیده است. همزمان برای فعالیت­های حرفه ­ای همه برنامه­ نویسی به زبان ++C و یا VB را فرا می­گیرند. کسانی که قدری عمق تئوریک می­یابند قطعا مباحث تعادل عمومی و بازارهای کامل و ناکامل را مسلط می­شوند و می ­آموزند که در این سطح مدل­سازی کنند. همزمان کاربرد مباحث تئوری بازیها و تئوری قرارداد در مباحث مالیه شرکتی بسط و گسترش یافته و دیگر در مباحث مالیه شرکتی در سطوح بالاتر از کارشناسی بحث ارزش زمانی پول و هزینه سرمایه مطرح نیست.

متاسفانه این تحول آکادمیک هنوز به شکل مطلوب به ایران راه نیافته است. هنوز سیلابس دروس مالی تا مقاطع عالی ماهیت حسابداری دارد. خوشبختانه چند سال پیش کتاب جان هال به فارسی ترجمه شد که گامی در جهت تسهیل آموزش مفاهیم مشتقه بود اما باید اذعان کرد که این کتاب، کتابی است که برای مقاطع لیسانس و حداکثر فوق لیسانس مناسب است و نباید برای دکترا مرجع درسی قرار گیرد. تاسف ­آورتر آنکه در یکی از دانشگاه­های شهر تهران در مقطع دکترا گرایش بانک و پول کتاب میشکین که کتابی برای مقطع لیسانس است آموزش داده شده است. در چنین وضعی کماکان می­شود دکترای فاینانس گرفت اما با مبانی ریاضیات پیشرفته آشنا نشد و اصلا مدل­های مبتنی بر فرآیندهای تصادفی را نشناخت. هنوز می­شود تا دکترای این رشته جلو رفت ولی با تئوری­های مالیه شرکتی که امروز همه آن را می­خوانند آشنا نبود. عدم آشنایی با مبانی فاینانس جدید موجب شده تا مطالعه و درک بسیاری از مقالات مربوط به حوزه فاینانس برای دانش ­آموختگان این رشته غیرممکن گردد و به طریق اولی نمی­توان مشارکت علمی از طریق نوشتن مقاله در این حوزه را انتظار داشت. شاید بشود ادعا کرد که آن چه هم اکنون در رشته مدیریت مالی آموزش داده می­شود چیزی است که در غرب MBA in Finance خوانده می­شود که مختص مدیران است و در آن از پیچیدگی­های ریاضی تا جای ممکن پرهیز می­شود. برخی از دانشگاه­های خارجی برای تحذیر افرادی که ریاضیات ضعیف دارند از اقدام برای ورود به این رشته عنوان رشته فاینانس را به فاینانس کمی (Quantitative Finance) و یا ریاضیات مالی (Mathematical Finance) تغییر داده­ اند.

اینها همه نشان از آن دارد که ضروری است تا تحولی در دانشکده ­های موجود ایجاد شود. قطعا با ورود افراد و دانش­آموختگان جدید نشاط علمی جدیدی به دانشکده­ های مالی تزریق خواهد شد. برای حصول به این مقصود ضروری است تا دانش ­آموختگان دانشگاه های خارج از کشور  به انحای مختلف جذب شوند تا این انتقال دانش صورت گیرد. متاسفانه اشکالی که وجود دارد از دو سوست. از یک سو بازار جهانی جذب دانش ­آموختگان رشته فاینانس در دنیا داغ است و ایرانی­هایی که در خارج از کشور فارغ التحصیل می­شوند به راحتی در بازار آکادمیک و حتی صنعت مالی دنیا با درآمدهای خیره کننده جذب می­شوند و انگیزه چندانی برای بازگشت نمی­یابند. از سوی دیگر دانشکده ­های مالی گارد بسته­ ای در جذب افراد اتخاذ می­کنند و پذیرش افراد جدید با صعوبت و دشواری ممکن می­گردد.

راه­ میانبری که وزارت علوم برگزید ایجاد رشته­ ای تحت عنوان مهندسی مالی بود. چون عنوان مهندسی برای این رشته در نظر گرفته شده بود در دانشگاه­های صنعتی و فنی قرار داده شد. حسن این کار دو چیز بود. از یک سو وجود عنوان مهندسی که عنوان فاخر در ایران بر شمرده می­شود جذب افراد را تسهیل می­کرد. همچنین واقع شدن آن در دانشگاه­های صنعتی موجب می­شود تا افرادی با توانمندی در رشته­ ریاضیات و برنامه ­نویسی جذب آن شوند. متاسفانه این رشته باید در دانشکده ­های ریاضیات قرار می­گرفت ولی شاید به دلیل اینکه این چینش مانع جذب افراد می­شد این گرایش به دانشکده­ های صنایع انتقال یافت و به عنوان یک رشته کارشناسی ارشد در رشته صنایع تصویب شد در حالیکه ربط چندانی به رشته صنایع ندارد. متاسفانه این گرایش در چندین دانشگاه راه ­اندازی شده اما متاسفانه در اکثر این دانشکده­ ها افراد دانش­ آموخته مالی به طور عام و کسانی که با دانش مالی مدرن آشنا باشند به طور خاص حضور ندارند و تقریبا همه اساتید مدعو هستند. از آن بدتر سیلابس این رشته است. متاسفانه در سیلابس این رشته برخی درس­های غیرمرتبط مثل برنامه ریزی استراتژیک، تصمیم­ گیری با معیارهای چندگانه و تجارت الکترونیک نیز گذارده شده که مرتبط به رشته مدیریت است و ربطی به مهندسی مالی ندارد. برخی دانشجویان این رشته گلایه کرده ­اند که به دلیل فقدان استاد متخصص، درس­های صنایع یا مدیریتی در این دانشکده ­ها به جای دروس مالی ارائه می­گردد. در بهترین حالت همان محتوای رشته ­های مدیریت مالی در دانشکده ­های مهندسی مالی عرضه می­شود در حالیکه قرار بود دانشکده مهندسی مالی دروس جدید و بروز مالی را عرضه کند و زمینه رشد و ارتقای این رشته را فراهم سازد. اینها همه حکایت از آن دارد که دانش مالی در مقایسه با دیگر حوزه­ های دانش نیازمند یک تلاش، تغییر و بهبود جدی است. امید است رونق بازار سرمایه انگیزه لازم برای ایجاد  تحول و رونق در این حوزه علمی را فراهم سازد.





نوع مطلب : مدیریت مالی، 
برچسب ها : فاینانس، مدیریت مالی،
لینک های مرتبط : منبع: سایت مالی اسلامی،


شنبه 5 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : سعید رسولی
 هیچ کس نیست که دوست نداشته باشد پول بیشتری داشته باشد اما اگر گاهی در شگفت هستید که چگونه افراد پولدار و موفق آن همه پول دارند، باید این متن را بخوانید. ما لیستی از اقداماتی را گرد آورده ایم که می توانید در زندگی روزمره خود به کار بندید تا به روش افراد ثروتمند پول پس انداز کنید.

1- مراقب هزینه های کوچک باشید


همه ما مراقب سرمایه گذاری های بزرگ و خریدهای عظیم هستیم اما هزینه های کوچک را با بی دقتی و بی مبالاتی می پردازیم اما این هزینه های کوچک می توانند به کوهی بزرگ تبدیل شوند.
همانگونه که یک اقتصاددان به درستی گفته: «دنبال هر راهی برای از بین بردن هزینه های کوچک خود باشید؛ در نهایت به عدد قابل توجهی می رسید.»

ثروتمندها این گونه پس انداز می کنند...

2- روی آینده متمرکز شوید

بسیار آسان است که پول خود را صرف چیزهایی کنیم که دوست داریم اما در پایان روز می بینید که همه پولی را که کسب کرده اید خرج شده و اهمیتی هم ندارد که درآمد شما چقدر بوده است. به جای رضایت در لحظه، تمرکز خود را روی آینده برگردانید.

«شما می توانید در جوانی، بی پول باشید؛ ولی نمی توانید پیری را با بی پولی سر کنید.» (تنیسی ویلیامز)

3- برای تاثیر گذاشتن روی دیگران، چیزهای غیرضروری نخرید

هر چند همه ما دوست داریم که بازخورد خوبی از دوستان و آشنایان در مورد چیزهایی که داریم، دریافت کنیم اما باید برای خود حد و مرزی بگذاریم. شما باید چیزهایی را بخرید که نیاز دارید و تنها چیزهایی را نخرید که بتوانند دیگران را تحت تاثیر قرار دهند. در غیر اینصورت آشمان هم مرزی برای خریدهایتان نخواهد بود.

«متوقف کنید خرید چیزهایی را که نیاز ندارید و تنها به خاطر تاثیر گذاشتن روی افرادی است که حتی دوست شان ندارید.» (سوز اورمن)

ثروتمندها این گونه پس انداز می کنند...

4- چیزها را در تقسیم بندی سفید و سیاه قرار دهید


در دنیای امروز بسیاری مخارج وجود دارند که اگر برنامه ریزی نکنید و پول خود را بودجه بندی نکنید، در پایان هیچ پس اندازی برایتان باقی نمی ماند. مخارج داخلی و خارجی. افراد ثروتمند می دانند که پول از کجا وارد می شود و از کجا بیرون می رود.

یک صفحه اکسل می تواند در این زمینه کمک خوبی برایتان باشد.

«بودجه بندی می گوید که پول تان کجا برود، به جای اینکه متعجب شوید کجا رفته است.» (جان سی. مکسول)

5- سختکوش باشید

برخلاف گفته عوام که افراد ثروتمند فقط تفریح می کنند و از زندگی شان لذت می برند، واقعیت این است که آنها بیشتر سال های مفید عمرشان را بسیار سخت تر از افراد معمولی کار می کنند. بنابراین سعی کنید درآمد خود را افزایش دهید و وقتی افزایش یافت، بخش بزرگی از آن را حتی بیش از پیش، پس انداز کنید.

«من کسب و کار را دوست دارم و حقیقت این است که من بیش از آنچه که خرج می کنم، پس انداز می کنم. سرمایه گذاری می کنم. برای آینده برنامه ریزی می کنم. من چشمان تیزبینی برای شناسایی موقعیت ها دارم و بیش از توقع دیگران سخت کار می کنم.» (تام هنکس)

ثروتمندها این گونه پس انداز می کنند...

6- بخش بزرگی از درآمد خود را پس انداز کنید

باز هم ما فکر می کنیم که افراد ثروتمند ولخرجی می کنند و پول خود را برای چیزهای مختلف خرج می کنند. خیر اینگونه نیست. به همین دلیل است که آنها ثروتمند باقی می مانند.

آنها همیشه بخشی از درآمد خود را پس انداز می کنند؛ بنابراین بخش بزرگی از آنچه را کسب می کنید، پس انداز کنید. این کار تضمین می کند که هیچ گاه بی پول نخواهید ماند.

یک - سوم را پس انداز کنید، با یک - سوم زندگی کنید و یک - سوم را خرج کنید.» (یک اقتصاددان)

7- پس انداز خود را به طور معقول سرمایه گذاری کنید

ما اغلب مقادیر کم را نادیده می گیریم اما همان مقادیر کوچک می توانند روی هم انباشته و تبدیل به انبوهی قابل توجه شوند. اگر بیشتر دارید، حتی بهتر است. به منظور بیشتر کردن پول خود، اگر آن را در جای درست سرمایه گذاری کنید، خود از نتیجه آن شگفت زده خواهید شد.

«یک مبلغی اینجا، یک مبلغی آنجا، که جزو سود است، روی هم انباشته می شوند و بدین طریق نتیجه مورد نظر به دست خواهد آمد. شاید برای اجرای این مسئله مالی نیاز به آموزش باشد اما وقتی که به کار رفت، درخواهید یافت که در پس انداز معقول، نسبت به خرج کردن نامعقول، رضایت بیشتری وجود دارد.» (پی. تی. براون)

ثروتمندها این گونه پس انداز می کنند...

8- فرمول میلیونر را تمرین کنید

روش فکری فرد معمولی این است که پس از روبرو شدن با مخارج ضروری، پس انداز کردن را آغاز می کند. روش یک فرد ثروتمند برعکس است؛ ما دوست داریم که نام آن را فرمول میلیونر بگذاریم.
نحوه کار چنین است: وقتی که حقوق تان را دریافت کردید، درصدی از آن را برای بازگرداندن به جامعه و بخشش کنار بگذارید و همچنین درصدی را هم برای سرمایه گذاری برای اهداف مالی خود ذخیره کنید. فقط آن مقداری را که باقی می ماند خرج کنید.

«آنچه را که پس از خرج کردن باقی می ماند، پس انداز نکنید بلکه آنچه را که پس از پس انداز باقی می ماند، خرج کنید.» (وارن بافت)

9- منافذ را ببندید

افراد ثروتمند هیچ گاه برای هیچ هزینه غیرضروری پولی نمی پردازند. آنها بسیار مراقب قیمت ها و هزینه هایی هستند که می توانند از آنها اجتناب کنند. 

«مراقب مخارج کوچک باشید؛ یک منفذ کوچک باعث غرق شدن یک کشتی می شود.» (بنجامین فرانکلین)

در زندگی خود از این نکات ساده و عملی پیروی کنید و قادر خواهید بود که تفاوت را ببینید. با شادی پس انداز کنید!

ترجمه افسانه محمودی یزدانی
مجله پنجره خلاقیت





نوع مطلب : سرمایه گذاری، 
برچسب ها : مدیریت مالی، پس انداز،
لینک های مرتبط :


هدف از این دوره آموزش نیروی انسانی متخصص شرکتهای دولتی و خصوصی است. در این دوره دانشجویان با تئوریهای نوین مدیریت مالی و کاربرد آن می باشد. شرکت کنندگان در این دوره، علاوه بر آشنایی با مسائل نظری دانش مدیریت مالی با زمینه های نوین در این رشته و جایگاه آن در عرصه عمل آشنا خواهند شد. افزایش قدرت تحلیل امور پیرامون ما با استفاده از ابزارهای کاربردی از ویژگیهای این دوره می باشد.

واحدهای درسی در دانشگاه:

  • تجزیه و تحلیل صورتهای مالی
  • مدیریت مالی پیشرفته
  • بررسی موارد خاص در مدیریت مالی
  • حسابداری مدیریت
  • بازار پول و سرمایه
  • مدیریت سرمایه گذاری و ارزیابی اوراق بهادار
  • سازمانهای پولی و مالی
  • مدیریت سرمایه گذاری پیشرفته
  • سیستمهای اطلاعات مدیریت
  • پژوهش عملیاتی پیشرفته
  • سمینار مالی
  • تئوریهای مدیریت پیشرفته
  • اقتصاد مدیریت

آینده شغلی:

با توجه به طراحی که برای این رشته صورت گرفته است، فارغ التحصیلان در این رشته مشاوران و مدیران سرمایه گذاری و مالی شرکتها خواهند بود، زیرا برنامه ریزی برای استفاده صحیح از منابع نقدی و غیر نقدی نیازمند افراد متخصص، باهوش و آشنا با بازارهای پول سرمایه می باشد. بدیهی است که موفقیت و یافتن شغل متناسب با رشته تحصیلی دانشجویان در این رشته منوط به علاقه و کوشش بسیار در مسائل مالی و سرمایه گذاری می باشد. دانشجویان این رشته اگر همسو با تحصیلات خود، تجربه ورود علمی - عملی به بازارهای سرمایه را کسب نمایند، آنگاه نیازی به جستجوی شغل نخواهند داشت و می توانند به راحتی و با سرمایه اندک در این بازارها وارد شوند یا در صورت کسب اعتماد به نفس لازم، می توانند با استفاده از سرمایه های دیگران در سودآوری آنها شریک شوند. اما همانطور که اشاره شد این مهم مستلزم تلاش، مطالعه، دقت و البته روحیه بالا می باشد.





نوع مطلب : مدیریت مالی، 
برچسب ها : مدیریت مالی،
لینک های مرتبط :